رنگینه کارگر

نماینده مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه

بازدید از زمین های زراعتی ولسوالی اندخوی

محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه در سفر اخیر شان به ولایت فاریاب از زمین های زراعتی ولسوالی اندخوی بازدید بعمل آوردند. درین بازدید ایشان را متنفذین قومی، قریه داران، زمین داران و دهقانان همراهی میکردند.

‏Photo: قبل سفر به ایالات متحده امریکا طی سفریکه به ولایت فاریاب داشتم.  همراه با قریه داران، محاسن سفیدان، مسئولین شورای مردمی واهالی آن ولا بر سر زمین های زراعتی رفته، از دهقانان ولسوالی های اندخوی محصولات شان را پرسیدم. امسال نسبت به سال های گذشته دهقانان خوشنود به نظر میرسیدند. باران آخر ایشان را خوشنود ساخته بود. به  همین خاطر آب زراعتی حوزه اندخوی را با مسئولین دفتر یو اس ای دی در میان  گذاشتم وایشان نیز وعده همکاری نمودند که جای بسیار خوشی است.‏

گفته میشود که به نسبت باران های متوالی در ماه های اخیر حاصلات گندم و دیگر محصولات زراعتی امسال نسبت به سال های گذشته بهتر شده است. دهقانان و زمین داران از حاصلات امسال خوشحال و راضی به نظر میرسیدند.

خاطر نشان باید ساخت که ولسوالی اندخوی در بستر آمو دریا واقع است، اما آب جاری ندارد. کشت و زراعت درین ولسوالی للمی بوده و سال هائیکه با برف و باران کم همراه است، زراعت را درین ولسوالی متضرر میسازد.

+ نوشته شده در  Tue 3 Jul 2012ساعت 6:47 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

بررسی مشکلات قیرریزی سرک آقینه-اندخوی

مردم ولسوالی اندخوی و شماری از تاجران از کندی کار قیرریزی سرک شاکی اند؛ آن‌ها می‌گویند که سرک اندخوی تا مرز آقینه باید از زمان قرارداد الی هژده ماه پس از آن قیرریزی می‌شد که تا اکنون پنج سال از آن می‌گذرد.

محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه طی یک سفر رسمی با وزیر و معین فواید عامه و هیئت همراه شان از پروژه قیر ریزی اندخوی-آقینه دیدن بعمل آوردند. درین دیدار شکایات  مردم ولسوالی اندخوی از ناحیه قیرریزی سرک آقینه-اندخوی بررسی گردیده و وزیر محترم فواید عامه وعده سپردند که جهت حل این مشکلات اقدامات عملی صورت خواهد گرفت.

‏Photo: همراه با وزیر فواید عامه بخاطر بررسی شکایات مردم اندخوی از سرک آقینه - اندخوی به این ولسوالی دعوت کرده بودیم.‏

گفتنی است که مرز آقینه در 35 کیلومتری شهر اندخوی قرار دارد و یکی از مرزهای فعال در شمال به حساب می‌آید که روزانه حد اقل سی عراده موتر اموال تجاری و سی تانکر نفت از کشورهای چین، ایران،‌ دبی، ترکیه و ترکمنستان از راه این مرز وارد افغانستان می‌شود. 

+ نوشته شده در  Sun 1 Jul 2012ساعت 3:48 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

اهدا تقدیرنامه ها

محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه در سفر اخیر شان به ولایت فاریاب با استادان و منسوبین معارف ولسوالی اندخوی دیدار و ملاقات بعمل آوردند. درین دیدار طی محفلی حدود 500 تن از معلمین و منسوبین معارف به خاطر شایستگی هایشان در امور محوله تقدیر بعمل آمد.

‏Photo: جریان تقدیر از معلمین ولسوالی های چهارگانه اندخوی، قرغان، قرمقول وخانچهارباغ ولایت فاریاب در سالون کنفرانس لیسه یولدوز اندخوی که طی آن تمامی معملین وماموره های اناث وحدود پنجاه تن از معلم صاحبان ذکور که جمعاً حدود پنجصد تقدیرنامه میشد، تقدیم گردید.‏

قابل تذکر است که این تقدیر نامه ها از شورای ملی و وزارت جلیله معارف افغانستان صادر گردیده است که 20 تقدیرنامه درجه 3 امتیازی از وزارت جلیله معارف را شامل میشوند. 

+ نوشته شده در  Sun 1 Jul 2012ساعت 3:47 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

بررسی مشکلات معارف ولسوالی دولت آباد

محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه در سفر اخیر شان به ولایت فاریاب از بعضی مکاتب ولسوالی دولت آباد دیدار بعمل آوردند.

Photo

درین دیدار ابتدا مشکلات در بخش های تعلیمی و تربیتی در ولسوالی دولت آباد بررسی گردید و متعاقباً محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه به آنان وعده سپردند که جهت حل مشکلات در بخش های تعلیمی و تربیتی درین ولسوالی با مقامات ذیصلاح صحبت نموده و جهت حل آن اقدامات عملی صورت خواهد گرفت. همچنان چند پایه پکه برقی به بعضی از مکاتب ولسوالی دولت آباد از طرف محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه اهدا گردید. 

+ نوشته شده در  Sun 1 Jul 2012ساعت 3:25 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

دیدار از فامیل شهدا

محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه در سفر اخیر شان به ولایت فاریاب از فامیل های شهید قومندان ودود و شهید قومندان اوراض مشهور به اوراض ضابط دیدار بعمل آوردند. درین سفر ایشان را متنفذین قومی ولسوالی های اندخوی، قرغان و دولت آباد همراهی میکردند.

Photo: ↓ ↑  Already tagged↓ ↑    

Add a description
با استفاده از فرصت در سفری که به ولسوالی دولت آباد داشتم همراه محاسن سفیدان به خانه شهید قومندان عبدالودود قومندان اربکی دولت آباد که در یک حادثه انتحار ي به شهادت رسیده بودند. رفتم. به ارواح شهيد دعا کردیم وبرای بازماندگان صبر استدعا کرديم.

درین دیدار نخست به روح شهدا اتحاف دعا صورت گرفت. متعاقباً محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه برای شهدای مرحومی جنت فردوس آرزو نموده و از خانواده های محترم شان دلجویی بعمل آوردند. 

+ نوشته شده در  Sun 1 Jul 2012ساعت 3:23 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

بررسی مشکلات پروژه آب آشامیدنی اندخوی

ولسوالی اندخوی در بستر دریای آمو واقع است اما آب جاری ندارد. نسبت خشک سالی های متوالی حاصلات زراعتی در این ولسوالی از بین رفته است. مردم از چاه های سطحی برای آب آشامیدنی استفاده میکنند که آب آن نیز آنقدر ها شیرین نیست. از سوي هم مسئولان صحي در اين ولسوالي و مردم تاكييد مي نمايند كه استفاده از آب هاي شور و ناپاك مشكلات زياد صحي را براي باشندگان اين ولسوالي به وجود آورده است.

به نسبت این مشکلات دولت افغانستان تصمیم گرفت تا یک پروژه آب رسانی را به این ولسوالی تطبیق نماید. این پروژه که ظرفیت ذخیره 12 هزار متر مکعب آب آشامیدنی صحی را دارد در برج ثور سال 1386 بین وزارت انرژی و اب و کمپنی مشترک خدمات مشورتی وساختمانی ممتاز افغانی وطوس آب ایرانی به هزینه 10480928 میلیون دالرامریکایی عقد و امضأ گردید که موعد قرارداد بیست وپنج ماه بود. 

بعد از عقد قرارداد امور مربوط پروژه مذکور (سروی – دیزاین وساختمان پروژه) ازطرف کمپنی های مذکور آغاز گردید. این پروژه آب را از سواحل دریای آمو تهیه وپس از تصفیه به طول 122 کیلو متر تا چهار ولسوالی اندخوی انتقال می دهد.

رئیس جمهور طی سفری به ولسوالی اندخوی پروژه انتقال آب آشامیدنی به ولسوالی های اندخوی، قرغان، خان چهارباغ و قرمقول را به بهره برداری سپرد. وی همچنان کار پروژه آب رسانی به ولسوالی اندخوی را افتتاح کرد.

به گفته وزیر انژی وآب، این پروژه درحال حاضر برای 92 هزار نفر آب اشامیدنی صحی را فراهم می کند و به گونه ای طراحی شده است که با ازدیاد نفوس می تواند تا برای 175 هزار نفر آب صحی توزیع نماید.

هرچند در مرحله اول انتقال آب از ولسوالي خم آب ولايت جوزجان به ولسوالي هاي چهارگانه اندخوي نويد خوبي براي مردمان اين ولسوالي بود اما در ماه های اخیر اين شبكه همواره مشكلات تخنيكي داشته و اب به وقفه هاي طولاني براي مردم مي رسد كه زندگي 150 هزار خانواده در اين ولسوالي را با مشكلات زياد مواجه ساخته است.

Photo

جهت بررسی این مشکلات، درین اواخر محترمه رنگینه کارگر وکیل مردم ولایت فاریاب در ولسی جرگه با انجنیر ضیا، معین وزارت انرژی و آب و هیئت همراه شان از پروژه آب آشامیدنی مذکور از نزدیک دیدن نمودند. معین وزارت انرژی و آب و هیئت همراه شان مشکلات را از نزدیک بررسی نموده و وعده سپردند جهت حل مشکلات پروژه آب آشامیدنی اندخوی اقدامات عملی خواهند نمود.

+ نوشته شده در  Mon 25 Jun 2012ساعت 10:38 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

واقعاً حدود هشت درصد افغان ها بی کار اند؟

دولت افغانستان در سالهای که گذشت کاهش بی کاری را در صدر برنامه های توسعه کشور قرار داده و با تشویق سرمایه گذاری های خصوصی در کنار پروژه های دولتی زمینه های فراوان شغلی در کشور ایجاد کرده است.

با وجود آن هم آمار ضد و نقیض از نرخ بی کاری در افغانستان منتشر می شود. در تازه ترین گزارش سازمان بین المللی کار نرخ بی کاری در کشور 7.9 درصد ذکر شده که چیزی در حدود 800 هزار نفراز نفوس فعال کشور را شامل می شود. این گزارش نسبت به "موقتی بودن" شغل های که در سالهای گذشته ایجاد شده است ابراز نگرانی کرده و سرازیر شدن 400 هزار نفر سالانه در بازار کار، فقدان برنامه بلندمدت، محدودیت در همکاری بین وزارت خانه ها و ادارات مختلف در دولت، محدودیت اطلاعات و رابطه نزدیک بین بی کاری و ثبات سیاسی را از جمله مهم ترین شاخص های می داند که مشکل بی کاری را به یکی از چالش های جدی در مقابل دولت و جامعه جهانی تبدیل کرده است.

بخش وسیعی از بی کاران در افغانستان با کارهای حرفه ای آشنایی ندارند.

نکته جالب توجه در این گزارش، اعلان نرخ پایین بی کاری برای افغانستان است که به نظر می رسد با واقعیت های عینی جامعه همخوانی ندارد.

چه کسی بی کار است؟

به نظر سازمان بین المللی کار، تعریف فرد بی کار چنین است: "کسی که فعلا مشغول به کار نبوده ولی به دنبال کار، آماده به کار و قادر به کار است"، بی کار محسوب می شود. کارشناسان این سازمان معتقد اند که به دلیل ماهیت بعضی از کارها کسانی که در یک دوره زمانی مشخص مثلا یک هفته یک ساعت کار کرده باشند، شاغل به حساب می آیند و بی کار نیستند. کاربرد معیار یک ساعت کار در یک هفته در خیلی از کشورهای جهان، هر از گاهی تصویر واقعی از وسعت پدیده بی کاری را از نظر پنهان می دارد.

بخش وسیعی از بی کاران در افغانستان با کارهای حرفه ای آشنایی ندارند.

به نظر می رسد قضاوت سازمان بین المللی کار در مورد نرخ بی کاری در افغانستان نیز بر این مبنا استوار بوده باشد. چون در غیر آن اگر قیدهای کار شایسته، تداوم کاری، امنیت کاری و درآمد مناسب را در نظر بگیریم، نرخ بی کاری در افغانستان به آمار ارایه شده 40 درصد خیلی نزدیک تر است. از طرف دیگر نرخ 7.9 درصدی بیکاری در کشوری با نزدیک به 40 درصد نفوس زیر خط فقر و هزاران کودک خیابانی و کارگر نمی تواند، انعکاس دهنده واقعیت باشد.

از طرف دیگر به دلیل حاکم بودن سنت های دست و پا گیر در کشور، این تعریف از فرد بی کار نمی تواند تصویر روشن از بی کاری را ارایه کند. مثلا زنان نصف از نیروی کار در جامعه ما را تشکیل می دهند. شاید زنان زیادی توانمندی و علاقه مندی به کار را داشته باشند، اما هیچ وقت نتوانند دنبال کار برآیند. مطابق معیار سازمان بین المللی کار این زنان بی کار محسوب نمی شوند، چون هیچگاه دنبال کار نیستند.

هم چنان فقدان اطلاعات دقیق در افغانستان همواره یکی از بن بست های مهم در مقابل سیاست گذاری اقتصادی بوده است. هنوز هیچ کسی به صورت دقیق نمی داند که در افغانستان چند میلیون انسان زندگی می کنند چه رسد به این که در مورد افراد بیکار این گونه معلومات دقیق ارایه کنند. پس تمامی آمارهای که در افغانستان از نرخ بی کاری ارایه می شود، نسبی اند.

کارگران بی کار

نکته دیگر که در ارزیابی ها از نرخ بی کاری نباید از نظر دور نگهداشته شود بی کاری پنهان در کشور می باشد. "بی کاری پنهان شامل افرادی ظاهرا مصروف به کار است که عملا نقشی در فرآیند تولید ندارند و یا حذف آنها از پروسه تولید خلل در کار ایجاد نمی کند". در افغانستان سکتور زراعت و ادارات دولتی از حوزه های است که در آن بی کاری پنهان به چشم می خورد.

بیشتر از 70 درصد نفوس افغانستان در روستاها زندگی می کنند و سکتور زراعت بزرگترین زمینه اشتغال زایی و ایجاد درآمد برای آنها به حساب می آید. به دلیل تراکم نفوس در دهات، نیروی کار اضافه از نیاز در این بخش مصروف به کار است که بازده یک تعداد زیاد شان در فرآیند تولید ناچیز و حتا صفر می باشد. این نیروی مازاد هرچند ظاهرا مصروف به کار است، ولی عملا هیچ نقشی را در افزایش تولید بازی نمی کند.

ادارات دولتی افغانستان، حوزه دیگر بی کاری پنهان به حساب می آید. به دلیل تراکم نیروی کار، حکومت داری ضعیف، کم سوادی یک تعداد از کارمندان و جایگزین شدن شیوه های جدید اداری در کشور، این نوع بی کاری را در ادارات دولتی افزایش داده است. بنابراین ما شاهد کم کاری روز افزون در ادارات دولتی می باشیم که کارمندان مازاد در این ادارات، نه تنها سهمی در بهبود کار ندارند بلکه گاهی منابع عظیم دولت را به هدر می دهند. پس در تحلیل بی کاری در افغانستان نباید موضوع بی کاری پنهان را از نظر دور داشت.

کارگران غیررسمی

بیشتر از 70 درصد نفوس افغانستان در روستاها زندگی می کنند و سکتور زراعت بزرگترین زمینه اشتغال زایی برای آنهاست.

مطابق به برآوردهای بانک جهانی، 80 درصد اقتصاد افغانستان را اقتصاد غیررسمی تشکیل می دهد. فعالیت های قانونی اقتصادی ثبت نشده در دولت، فعالیت های که فرد برای خود بدون دریافت مزد انجام می دهد، دست فروشی، دوره گردی، کارهای کوچک اقتصادی که نیازمند سرمایه محدود می باشند و امثال آن در حوزه اقتصاد غیررسمی شامل می باشد.

شهرهای بزرگ افغانستان مانند کابل با هزاران فروشنده دوره گرد در کنار جاده ها و کوچه ها به خوبی تصویر بزرگ اقتصاد غیررسمی در کشور را به نمایش می گذارد. اقتصاد غیررسمی در عین حال یکی از بزرگترین حوزه های استخدام افراد در کشور به حساب می آید با این تفاوت که قسمت زیادی از نیروی کار مصروف در این بخش در بدترین شرایط به سر می برند، درآمد شان به شدت آسیب پذیر می باشد و از هر گونه سیستم حمایت قانونی و ایمینی محروم اند.

مهاجرین برگشته به وطن و آنهایی که از روستاها به شهرها پناه آورده اند، کارگران عمدتا فاقد هرگونه تحصیلات و خانواده های فقیر، از جمله کسانی اند که قسمت زیاد کارگران غیررسمی را تشکیل می دهند. کارگران این بخش هرچند با دشواری می توانند لقمه ای نان برای خود و خانواده شان دست و پا کنند، اما زندگی شان به شدت آسیب پذیر و شکننده است.

تبعیض در بازار کار

یکی از موارد عمده در قانون کار افغانستان، از بین بردن هر گونه تبعیض در بازار کار و استفاده از اصل شایستگی در هنگام استخدام کارگران می باشد. هرچند این به عنوان یک اصل قانونی پذیرفته شده است، اما تبعیض در بازار کار افغانستان همواره اعمال شده است. ارزش گذاری های قومی، جنسیتی، سمتی، زبانی و حتا سیاسی در استخدام کارگران در ادارات دولتی و پروژه های مربوط به دولت، سابقه طولانی داشته و امروز هم کماکان به قوت خود باقی است. برخوردهای تبعیض آمیز در برابر بعضی از متقاضیان کار در ادارات دولتی یک عامل مهم در طولانی شدن دوره های بی کاری برای یک تعداد از افراد به حساب می آید.

برخورد تبعیض آمیز در استخدام کارگران، زیر پا کردن حق انسانی کارگرانی است که به لحاظ وابستگی قومی، سمتی و یا سیاسی شان از استخدام شدن در ادارات دولتی محروم می شوند.

راه حل ها

بخشی از شغل های ایجاد شده در افغانستان به حضور نیروهای خارجی ارتباط دارد و موقتی اند.

راه حل های زیادی را می توان برای حل مشکل بی کاری مطرح کرد. آنگونه که سازمان بین المللی کار نیز اشاره کرده است، آموزش نیروی کار مهم ترین راهکاری است که می تواند در کاهش نرخ بی کاری در کشور مؤثر باشد. آموزش نیروی کار از یک طرف می تواند در استخدام افراد در بخش های مدرن تر و تخصصی تر اقتصاد کشور کمک کند، از طرف دیگر می تواند افراد را قادر به خلق زمینه های کاری و شروع تجارت های کوچک و متوسط بسازد. توانمند سازی نیروی کار توسط آموزش های بلند مدت و کوتاه مدت نقش برجسته در کاهش بی کاری دارد.

تقویت سکتور خصوصی و ایجاد یک فضای سالم برای فعالیت های خصوصی اقتصادی راهکار دیگری است که می تواند نقش فوق العاده بزرگ در کاهش بی کاری در کشور داشته باشد. در سال های گذشته تقویت سرمایه گذاری های خصوصی هزاران شغل را در کشور ایجاد کرد. تشویق افراد به سرمایه گذاری های خصوصی و فراهم کردن سهولت های قانونی و مورد نیاز، در ایجاد شغل های متنوع، افزایش خلاقیت و کاهش بی کاری، نقش مؤثر می تواند بازی کند.

فراهم کردن زمینه برای انتقال نیروی مازاد از بخش زراعت در سایر سکتورهای اقتصادی مانند صنعت، معادن، خدمات و ساختمان، نیاز فوری و عامل مهم در کاهش بی کاری می باشد. هرچند فرآیند انتقال به صورت طبیعی و خیلی تدریجی تحت تأثیر تغییر ساختار اقتصاد کشور از زارعت به سمت خدمات و صنعت شروع شده است، اما موفقیت این پروسه مستلزم حمایت دولت در جهت آموزش و آماده سازی کارگران غیرماهر جدا شده از بخش زراعت می باشد.

نکته با اهمیت دیگر در این زمینه ایجاد و تقویت نهادهای مدافع حقوق کارگران مانند اتحادیه های کارگری می باشد. به دلیل فقدان اتحادیه های کارگری، در خیلی از موارد کارگران از کمترین حقوق انسانی شان برخوردار نبوده اند. این نهادها می توانند در آموزش، یافتن کار و بهتر شدن شرای کاری برای کارگران نقش ارزنده داشته باشد.

ایجاد یک سیستم حمایتی از طرف دولت برای افراد و خانوادهای بی کار، جلوگیری از کار کودکان، بالا بردن امنیت کار و بهبود در شرایط کاری از جمله نکات با اهمیت دیگر می باشد که باید در نظر بگیریم. این شرایط قابل تطبیق نیست مگر با ایجاد صلح و ثبات و امنیت در کشور.

 

منبع: دویچه ویله

نویسنده: رضا فرزام، دانشجوی ماستری اقتصاد در دانشگاه بخوم آلمان

+ نوشته شده در  Sat 9 Jun 2012ساعت 11:34 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

زنان معتاد در ولسوالی اندخوی

"به عبدالرحیم یک توته تریاک می‌دهم که بخورد و بخوابد. من از هر صبح تا بیگاه قالین می‌بافم. دو زن دیگر از خانواده‌ی ما نیز بچه‌های‌شان را با خوراندن تریاک خواب می‌دهند و با هم قالین می‌بافیم، تریاک خوب است. پسرم عبدالرحیم، از صبح که تریاک را می‌خورد، تا شام می‌خوابد و شب هم که مانده هستم، یک توته‌ی دیگر تریاک را برایش می‌دهم و تا صبح می‌خوابد و راحت هستم."

این گفته‌ یکی از زن هایی است که در قریه های اطراف ولسوالی اندخوی زندگی میکند که به پسرش تریاک می‌دهد تا بخوابد و او به کار قالین‌بافی‌اش برسد.

اما این تنها زنی نیست که به پسرش تریاک می‌دهد تا بخوابد، زنان بی‌شماری در قریه های اطراف ولسوالی اندخوی به بچه‌های‌شان تریاک می‌دهند تا آن‌ها به خواب بروند و مانع کار این زنان نشوند.

صنعت قالین‌بافی در ولسوالی قلعه‌ی زال، جز صنعت‌های سنتی به حساب می‌آید و زنان آن ولسوالی، سالانه صدها تخته قالین را برای پروسس و شست‌وشو به بیرون از این ولسوالی می‌فرستند و در اقتصاد خانوادهشان، سهمی ارزنده می‌گیرند.

اما، خواباندن بچه‌های زنان قالین‌باف این ولسوالی به‌واسطه‌ی تریاک، از سال‌های سال ادامه داشته و با آن‌که راحتی فراوانی را به‌گفته‌ی این زنان برای‌شان برابر می‌کرده است، اینک نسلی از معتادان را به جامعه تقدیم داشته است.

شماری از زنانی که حالا قالین می‌بافند، در اعتیادِ به تریاک بزرگ شده‌اند.

یک زن معتاد می‌گوید که از وقتی دست چپ و راستش را شناخته، تریاک بخشی از خوراک‌های روزانه‌اش بوده است. او که چهره‌ی خشک و صورت اندوه‌بار دارد، می‌گوید که بارها شده است که به مشکل نفس کشیده است.

او می‌گوید: "وقتی شانه‌هایم مانده می‌شود، کمی تریاک که می‌خورم، آرام می‌شود."

او می‌افزاید: "بی ‌آن‌که تریاک بخورم، خوابم نمی‌برد، شب‌های زیادی بی‌خواب مانده‌ام. من اصلا از زنده بودنم پشیمانم."

اما، همه‌ی کسانی‌که فعلا در شمار جوانان معتاد این ولسوالی قرار دارند، آن‌هایی نیستند که در کودکی توسط مادران‌شان معتاد شده‌اند، بلکه در این میان زنانی نیز وجود دارند که در روزهای جوانی‌شان به تریاک رو آورده‌اند.

آمار معتادان در حال افزایش است، هنوز فرایند خواباندن بچه‌ها توسط مادران‌شان با تریاک، ادامه دارد و هیچ عمل جدی برای جلوگیری از آن روی دست گرفته نشده است.

مسوولان در ولسوالی اندخوی، راه‌حل این دشواری‌ها را در ایجاد یک درمانگاه معتادان، ساخت یک کارخانه‌ی قالین‌بافی مدرن و در کنار آن یک کودکستان می‌دانند.

+ نوشته شده در  Sat 2 Jun 2012ساعت 11:2 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

نسل چیست و نسل جدید کیست؟

عبدالاحد "حکیمی"


در نوشتار حاضر، قصد دارم تا نظریه درباره نسل ها مطرح نمایم و نظریه خود را با تعریفی از نسل و نحوه شکل گیری نسل ها آغاز می نمایم. همچنین تعریفی از آبژه های نسلی ارائه نموده و بعداً به بررسی نسل جدید در افغانستان میپردازم.

نسل چیست؟

پدیده ای به نام نسل، امروزه در جامعه شناسی به شدت بحث برانگیز است. مفهوم  نسل از برخی لحاظ یک مفهوم کل گرایانه است. بدین معنا که فردیت و خصوصیت فردی را در خصوصیات جمعی می‌بیند یا به بیان دقیق‌تر صفات و مشخصات افراد را صرفاً کارکردی از جایگاه آنان در جامعه می‌داند، هیوزمعتقد است: "هرنسل برپایه‌ی تجربیاتی که افرادش در آن شریک بوده اند حد و مرزی از خود به دست می‌دهد و در واقع خوشه‌ای حول محور این گونه تجربه‌ها تشکیل می‌شود."[1] بر پایه‌ی نظر هیوز، "تجربه‌ی مشترک" در جوامع مختلف ممکن است متفاوت باشد؛ به خصوص در جامعه راکدی چون افغانستان تشخیص و توضیح تجربه‌ی مشترک نسلی دشوار است.

برنهارد شفرز نسل را چنین تعریف کرده است: "به کلیه افرادی که در یک مجموعه‌ی اجتماعی برای نمونه در یک کشور زندگی می‌کنند و دارای ارزش یکسان هستند و تصوری نزدیک از زندگی دارند و از نظر سنی در محدوده‌ای مشخص از گروه سنی جوان‌تر و مسن‌تر از خود متمایز هستند، نسل می‌گویند."[2]

و اما آبژه های نسلی چیست؟

مي توان گفت اُبژه هاي نسليْ آن پديده هايي هستند که براي ايجاد حسِ هويتِ نسلي به کار مي بريم. اين اُبژه ها چه بسا توسط نسلهاي قبلي نيز استفاده شده باشند، اما براي آنان حکم چارچوب شکل دهنده يک نسل را نداشته اند؛ حال آنکه، براي کودکاني که بعدها در سنين جواني با تجربه کردن اين اُبژه ها به نحوي ناخودآگاهانه احساس همبستگي {نسلي} مي کنند، چنين حکمي را دارند.

هر نسلي آن اُبژه هاي نسلي، اشخاص، رويدادها و چيزهايي را برمي گزيند که براي هويت آن نسل داراي معنايي خاص هستند. اُبژه هاي هر نسلي همچنين به طور بالقوه براي نسلي ديگر واجد اهميت اند، اما اين اُبژه هاي نسلي معمولاً معنايي متفاوت مي يابند.

بر اساس رویکرد زیست شناسانه مي توان گفت که يک نسل عبارت است از فاصله ميان والدين با فرزندانشان است. بسياري از مردم، در طول عمر خويش شاهد حضور سه نسل هستند: پدربزرگها و مادربزرگها، خودشان و فرزندانشان. بدين ترتيب، اگر سن بچه دار شدن را مثلاً بين بيست الي بيست و پنج سالگي فرض کنيم، آنگاه هر بيست تا بيست و پنج سال يک نسل جديد پا به عرصه حيات مي گذارد. مثال، زوجی که در سال 1358 ازدواج کرده و در سال 1360 بچه دار شده اند، حدوداً در سال 1380 است که شکل گيريِ نسلِ فرزندانشان را شاهد مي شوند، اما بديهي است که در اين فاصله يک نسل مياني نيز به وجود خواهد آمد. زوجی که ده سال زودتر از زوج يادشده، يعني در سال 1348، ازدواج کرده و در سال 1350 بچه دار شده اند، در سال 1370 شکل گيريِ نسلِ فرزندانشان را شاهد مي شوند. اگر به اين شکل موضوع را در نظر بگيريم، آنگاه هيچ نسلي به لحاظ زيست شناختي باعث حيات نسل بعدي نمي شود. همواره نسلي مياني وجود خواهد داشت که از والديني متفاوت به دنيا آمده است و فرهنگي متفاوت با نسل قبليِ خود دارد. در واقع، نظريه پردازان فرهنگ عامه و نيز تاريخ نگاران که براي معين کردن تفاوتهاي معنادار در برهه هاي تاريخي، پژوهشهايشان را به دهه ها (1350، 1360، 1370، 1380) محدود مي کنند، اعتقاد دارند که ظاهراً هر نسلي ظرف ده سال به هويت خود نائل مي شود، يعني حدوداً در هر ده سال، ما از فرهنگ، ارزشها، پسندها، علائق هنري، ديدگاههاي سياسي و قهرمانهاي اجتماعيِ خود تعريفي جديد ارائه مي کنيم. اين مجموعه هر يک دهه به نحوي بارز دگرگون مي شود و لذا مي توان عناصر آن را به نحو معناداري مشخص کرد. به این ترتیب، هر نسلي آن زماني به "دهه خاص خودش" مي رسد که از سالهاي دگرگون کننده نوجواني "خارج" شوند و به بيست و چند سالگي برسند. ناگفته پيداست که اين احساس تا حدي ناشي از اين است که در آن سن و سال، آنان ديگر از خانه والدينشان مي روند و زندگيِ جداگانه خود را آغاز مي کنند. ممکن است در این سن هنوز با والدین مان باشند اما به لحاظ روان‌شناختی دیگر به آنان وابسته نیستند. در واقع، هر نوجواني درمي يابد که جايگاه او، بينابينِ خانواده اش و گروههاي کوچکي (از قبيل همسر، فرزندان و همکارانش) است که آينده او را به وجود مي آورند. به گونه مثال، من اکنون 23 ساله ام؛ به عبارت دقيقتر، متولد 1368 هستم. آبژه های هنری که به من و هم سن سالانم ارائه شد عبارت بودند از حافظ، ….احمد ظاهر ، فرهاد دریا، استاد ناشناس و غیره. اُبژه هاي سياسي که به من و هم عصرانم ارائه شد عبارت بودند از جنبش ملی، وحدت اسلامی، جمعیت اسلامی، حکمتیار، طالبان و کمی بعد القاعده، بوش، ناتو، کرزی، .... جنگ روس و مجاهدین و حکومت داکتر نجیب الله را به ياد ندارم، ليکن سال های سقوط حکومت داکتر نجیب الله و شکل گیری تنظیم های سیاسی را علی الخصوص در حوزه شمال افغانستان مي توانم به خاطر آورم.

حافظ، احمد ظاهر، فرهاد دریا و … ابژه‌های خوب محسوب می‌شدند و حکمتیار، طالبان و القاعده ابژه‌های بد. این‌ها و نظیر این‌ها را والدین ما، گاهی به عنوان مطلوب و گاه نامطلوب به ما ارایه کردند و ما، هر یک آنها را به شکل متفاوت مورد استفاده قرار دادیم. هر یک از ما بسته به طبقه و ملت مان میتوانیم لیست بلند بالایی از ابژههای ارایه شده به نسل خود را تهیه کنیم.

البته اين نتيجه گيري را نمي توان به طور مطلق مطرح کرد. درست همان گونه که بسياري از ويژگيهاي پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها را در والدین مي توان يافت، ايضاً در هر نسلي مي توان عناصري را تشخيص داد که آن نسل از نسلي ديگر به ميراث برده است. براي مثال، مارک بلاک مي نويسد: "مفهوم يک نسل، مفهومي بسيار انعطاف پذير است... اين مفهوم با واقعياتي که ما کاملاً ملموس مي انگاريم همخواني دارد... نسلهايي هستند که آراء و افکارشان مدتها تداوم مي يابند و متقابلاً برخي نسلها ديري نمي پايند. فقط از راه مشاهده است که مي توانيم ببينيم اين منحني در کدام نقاط مسيرش را عوض مي کند." [3] همچنين هيوز مدعي است که گرچه نسلهاي مختلف ممکن است به طور همزمان وجود داشته باشند و لذا تعريف ما از آنها تعريفي اختياري است، اما در عين حال، آنها برحسب تجربيات مشترکشان تعريفي از خود به دست مي دهند. حول اين تجربيات است که افراد گرد هم مي آيند و (جمع) شکل مي گيرد.

بر اساس رویکرد جامعه شناسانه، "نسل" را به مثابه مجموعه انسانهایی عنوان کرده اند، که از درون نگرشهای مصرف شده در تاریخ، با پشت سرگذاردن آزمونها و تجارب آن، در زمان و مکان معین به کمال رسیده، برای تبارز خصوصیات اش و پرهیز از عقبگرد در یک ستیز مداوم و نقادانه با گذشته قرار دارد.

یک "نسل" بطور مشخص از نظر جامعه شناختی در عصر نوین، میتواند حد اقل از خصوصیات ذیل بهره مند باشد:

1. راز زدایی شده باشد. یعنی حضور و بینش اش واضح و قابل درک باشد.

2. قابل تحلیل و نقد باشد.

3. در گفتمانهای مختلف قابل تعریف باشد.

ما خصوصیات چنین نسلی را بخوبی میتوانیم در روسیه ی "پسا هشتاد"، نسل "انقلاب" اسلامی ایران، نسل نوین هندوستان و درسایر کشور ها در همه اشکال، "دموکرات"، "توتالیتر"، "انقلابی" … بطور واضح مشاهده کنیم.

مثلا در روسیه وقتی از نسل جدید صحبت به میان می آید، مسئله کاملا مفهوم است. یعنی از نسلی حرف میزنیم که با یک محافظه کاری محتاطانه در تلاش عادی سازی روابط کشورش با سایر کشور های جهان است و "نسبت اش" را با گذشته نیز تا جایی مشخص ساخته. با تمام حرمانهای که نسبت به قدرت از دست رفته پیشین دارد، برای مواجهه با واقعیت عصر، خود را آماده ساخته و راه اش را برای کنار آمدن با جهان مشخص نموده است. چنین نسلی، معرف نسل جدید در روسیه است.

با این چشم اندازها، وقتی به افغانستان نگاه بیاندازیم، مسئله "نسل جدید" درین کشور، با توقعی که ما از کاربرد این اصطلاح داریم، در حال حاضر چندان سازگار به نظر نمیرسد. شکل‌گیری ذهنیت تازه‌ی نسلی در افغانستان دارای دشواری‌هایی می‌باشد؛ در افغانستان سنت ها و نهادهای اجتماعیِ مانند خانواده، هویت‌های دودمانی، قیمومیت پدرشاهانه و ... سبب شده است که همواره صاحب نسل "میراث دار" و "پدردار" باشیم تا نسل عصیان‌گر و انتقادی. جوان افغان، قبل از آن که موجود خود مختار سیاسی و اقتصادی و موجود عقل ‌ورز شجاع و پرسش‌گر نقاد باشد، موجود پدردار، هویتی شده و ماهیتاً دودمان‌پرست و قبیله‌خوی است.

از جانب دیگر، بنیادگرایی و  طالبانیسم ایدیولوژی‌های حاکم در جهان ‌زیست ما هستند که دنیای این نسل را به تسخیر و تحت سلطه گرفته ا‌ند. خیزش بنیادگرایی ایدیولوژی‌ای است که بیش‌تر از هر زمان دیگر اکنون فربه‌تر شده و به صورت فراگیر سربازگیری می‌کند و نیز بخشی از بازی‌های بین المللی قرن و بیست و یکم را سامان می‌بخشد. طالبانیسم همین اکنون در برابر تمام جهان جهاد می‌کند. این فراگرد به شدت تاثیر نسلی را در پی داشته و دارد.

به یک زبان ساده میتوان گفت، ما تاهنوز تفکر سیاسی به مثابه یک راه‌حل ملی خلق نتوانسته ایم. واقعه نگاری‌های این طرف و آن طرف از جریان‌های جهشی و تقلیدی نمی‌تواند دالی بر وجود یک تفکر سیاسی در تاریخ افغانستان باشند. به همین دلیل است که این سوال نخ هستی آدمی را می‌لرزاند که با این تاریخ هیچستانی چه باید کرد؟ جنگ، خشونت، ظلم، استبداد و تباهی تفکری نیستند که برمقیاس آن تعیین تکلیف و تشخیص سخن یک نسل  را ادعا نمود. پس تفکر مدللی که برمبنای مساله‌ای قناعت بخش و مورد اتفاق ساخته شده باشد و توان سامان دادن به شهر افلاتونی ما را داشته باشد، وجود ندارد. همین گونه با دموکراسی، لیبرالیسم، حقوق بشر، برابری، تبعیض زدایی و… نیز باید کلنجار رفت تا به امر شناخته شده در جهان-زیست معنایی ما بدل شده ارزش قلمداد شوند. این‌ها هنوز در افغانستان به صورت محتوایی فهم نشده اند تا با خود هنجاری را در پی بیاورند.

بنابر این در شرایط کنونی ما در کشور خویش شاهد نسلهای "در هم ریخته" ای استیم، که هیچکدام نه قادر به تعریف خویش است و نه هم توان باز شناخت آنها ساده است. من "نسل جوان" افغانستان را از لحاظ دیدگاه هایش، در یک داد و ستد عمیق و یک وضعیت در هم ریخته با نسل سلف میبینیم، که نه حرفی برای گفتن دارد و نه دریچه ای از خویش برای دیدن. در برابر این همه حیران، گیج، مردد و شکاک هست و شاید بی‌سخن‌ترین و این است بحران ناب. از آنجایی که این نسل، به نسبت "خصوصیت طبیعی" قابلیت جذب ظواهر مدرنیته را داشته است، نزد بسیاری ها توهم به میان آمدن نسل مستقلی از گفتمان را در بستر تاریخی-اجتماعی ما خلق کرده است، در حالیکه استعداد جذب ظواهر و تظاهر به نو شدن، در افغانستان موضوع جدیدی نیست و حد اقل در صد سال آخر همواره این امر تکرار شده است. همیشه کلاه های نو پوشیدند اما مغز ها همچنان کهنه باقی ماند. و اینجاست که تعریف نسل جدید دشوار می‌شود و دقیق نمی‌دانیم که نسل جدید کیست و سخن اش چیست؟

پی نوشت ها:

[1] - کرستوفر بالس، ذهنیت نسلی، ترجمه حسین پاینده، انتشارات باشگاه اندیشه، چاپ اول 1386

[2]  - برنهارد شفرز، مبانی جامعه شناسی جوانان، ترجمه کرامت الله راسخ، تهران: نشر نی، چاپ پنجم 1388، ص 27.

[3] - کرستوفر بالس، ذهنیت نسلی، ترجمه حسین پاینده، انتشارات باشگاه اندیشه، چاپ اول 1386

+ نوشته شده در  Wed 30 May 2012ساعت 11:5 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

عروسی‌های مجلل و پرهزینه در افغانستان

اخیرا در یک گزارش تحقیقی از سوی شبکه خصوصی "تلویزیون یک" در افغانستان، هزینه های ازدواج در افغانستان مورد بررسی قرار گرفته است.

در این گزارش هزینه ازدواج ها تنها در کابل در نه ماه گذشته حدود ۱۸۰ میلیون دلار آمریکایی برآورد شده است.

این رقم تقریبا معادل نیمی از کل صادرات این کشور است.

بر اساس همین گزارش، در نه ماه سال گذشته ۱۶ هزار مراسم عروسی در هتل های کابل برگزار شده و پول صرف شده در غذا و وسایل آرایش این مراسم حدود ۱۴۰ میلیون دلار گفته شده است.

با این پول می توان دو بند برق در افغانستان ساخت.

مارک زاکربرگ موسس شبکه اجتماعی فیس بوک با سرمایه بیش از ۹ میلیارد دلار هفته پیش در یک مراسم بسیار ساده با دوست دختر خود ازدواج کرد.

شمار مهمانان شرکت کننده در مراسم ازدواج او بیشتر از ۱۰۰ نفر نبودند.

البته ازدواج در افغانستان همیشه یک رویداد بسیار مهم به شمار می رود اما پولی که حالا صرف آن می شود، بی سابقه و باور نکردنی است.

آنهاییکه با الفبای اقتصاد آشنایی دارند، با من هم نظر خواهند بود که تقاضا برای کالا و خدمات در یک جامعه در گام نخست وابسته به عوامل چون درآمد جامعه و قیمت کالاها و خدمات است.

مود، رسوم و عنعنات (سنت)، گرایشات روانی بازار و غیره، از عوامل کم اهمیت تری هستند که در گام بعدی بر تقاضا و به صورت عموم تصمیم گیری های اقتصادی اثر می گذارند.

اما تجربه افغانستان نشان میدهد که تصمیم گیری های اقتصادی در این کشور بیشتر متاثر از عوامل غیراقتصادی هستند.

تامین هزینه های این ازدواج های پر خرج در افغانستان که گاه شمار مهمانان در آن دو سه هزار می باشند، الزاما به معنی بلند رفتن در آمد خانواده ها و یا هم پایین آمدن قیمت های خدمات ازدواج در این کشور نیست بلکه بیشتر نتیجه بازار داغ "چشم همچشمی" است.

افغانستان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان است و براساس آمار رسمی وزارت کار و امور اجتماعی این کشور ۴۰ درصد جمعیت آن زیر خط فقر زندگی می کنند و شمار بیکاران این کشور نیز حدود 10 میلیون نفر است.

از سوی دیگر از این خرج های آسمانی چیزی زیادی نصیب نظام مالیاتی و بودجه کشور نیز نمی شود.

حوزه کلان اقتصاد غیر رسمی در افغانستان موجب شده تا مصارف بیشتر این ازدواج ها ثبت نشوند و از آن مالیات گرفته نشود.

افغانستان کشوریست که در صد سال گذشته بودجه آن توسط کمک­های خارجی تامین شده است.

همین حالا هم بزرگترین قسمت بودجه این کشور از سوی خارجی ها تامین می شود.

ولخرجی های مراسم ازدواج در افغانستان البته نتیجه تفاوت های طبقاتی نیز است.

تفاوت های طبقاتی که درکنار دیگر عوامل ناشی از نظام مالیاتی غیر موثر دراین کشور است.

 بسیاری از جوانان حالا توانایی ازدواج در افغانستان را ندارند و این مسئله می تواند نگرانی های را در مورد رشد فساد اخلاقی در جامعه به وجود آورد. اثرات بد روانی و اختلافات خانوادگی از دیگر پیامدهای نامیمون آن است.

محمود صیقل معین پیشین وزارت خارجه افغانستان در صفحه فیس بوک خود با ابراز نگرانی از این روند نوشته "مصرفی شدن کشورم را خطرناکتر از تروریسم می بینم. مسئولان را محکوم می کنم که با وجود هشدارهای مکرر چیزفهمان ما و موجودیت راه های حل معقول، کوچکترین گام برای جلوگیری از آن بر نداشتند. امیدوارم ارتقای توانمندیهای تولیدی کشور، کاهش اقتصاد مصرفی و عنعنات و فرهنگ وابسته به آن، از موضوعات داغ جناحهای رقیب در انتخابات انشاالله شفاف ۲۰۱۴ باشد."

هرچند حکومت افغانستان قانون را در مورد ازدواج ها تدوین کرده است، اما به نظر نمی رسد که این قانون در جلوگیری از روند روبه افزایش هزینه های ازدواج موثر واقع شده باشد.

هرگاه دولت افغانستان در این مورد اقدامات جدی انجام ندهد، اثرات منفی این روند بر اقتصاد، اجتماع و حتی سیاست در افغانستان جبران ناپذیر خواهد بود.

منبع:

بی بی سی

+ نوشته شده در  Sat 26 May 2012ساعت 8:40 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

بررسی ساختار توزیع قدرت در خانواده - عبدالاحد "حکیمی"

خانواده یکی از بنیادی ترین نهادهای اجتماعی است که در طول تاریخ بر اثر عوامل گوناگون دستخوش تغییر شده است. تأثیر دگرگونی های اقتصادی- اجتماعی جوامع بر نهادهای اجتماعی غیر قابل انکار است و خانواده نیز از این تأثیر مستثنا نبوده است. یکی از این دگرگونی ها در ساخت خانواده، بالأخص کنش متقابل میان زن و شوهر، تغییر در مفهوم نقش است. دگرگونی های اجتماعی و تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع، موجب تغییر و تحول در نگرش افراد در توزیع نقش ها و به تبع آن توزیع قدرت در خانواده شده است. تحقیقات تجربی بسیاری درباره ی توزیع قدرت و پی آمدهای آن در خانواده انجام شده است. خانواده کانونی است که در آن چگونگی توزیع و نحوه ی اعمال قدرت در شکل گیری و رشد شخصیت افراد، اجتماعی شدن فرزندان، عزت نفس، انسجام و حتی احساس رضایت، احساس بیگانگی و تنهایی و خوشبختی زناشویی اثر می گذارد. چگونگی تقسیم قدرت در خانواده میان زن و شوهر، با کم و کیف خوشبختی زوج ها و احساس عادلانه بودن قدرت رابطه دارد.

منابع قدرت در خانواده متنوع تر از منابع قدرت در جامعه است. در رابطه میان دو فرد، مسایل مربوط به ویژگی‌های فردی و احساسی نیز نقش مهمی را ایفا می‌کنند. منابع قدرت در خانواده به شرح زیر می‌باشند: قوانين، هنجارهاي فرهنگي، هنجارهاي جنسيتي، تحصيلات و دانايي، توانایی های اقتصادی، تفاوت‌های فردي ( اعتماد به نفس يا سن) توانايي برقراري ارتباط، عوامل احساسي، ويژگي‌های ظاهري و قدرت بدني و همچنين موقعيت و جایگاه فرد در زندگي.

توزيع قدرت در خانواده كه نمايشگر موقعيت افراد در سلسله مراتب خانوادگي است، موضوعي مهم در روابط خانوادگي به شمار می‌آید. افراد صاحب قدرت در خانواده که به یکی از منابع قدرت دسترسی دارند، امکان نظارت بر دیگران را نیز دارا می‌باشند. فرد قدرتمند قادر است که در مواردی که تصمیم‌گیری‌های مهمی در خانواده رخ می‌دهد، با اتکا به منابع قدرت در دسترس، بر روند اتخاذ تصمیم نهایی تاثیر گذاشته و دیگری را وادار به قبول تصمیم گیری خود نماید.

قدرت را نمي‌توان به معناي داشتن يا نداشتن (برد و باخت) در نظر گرفت. اين چنين برداشتي به غلو و اغراق در قدرت فرد قدرتمند مي‌انجامد و باعث ناديده گرفتن نقاط «ضعف» آن فرد قدرتمند می‌شود و در نتیجه امكاناتي كه فرد با قدرت كمتر براي تاثيرگذاري بر روي زندگي خود را دارد زایل مي‌گردد. اين حالت نه فقط در زندگي روزمره بلكه حتی در سازمان هايي با روابط قدرت نهادينه شده نيز وجود دارد.

بخشی از قدرت تصمیم گیری در خانواده به کارکرد نقش های سنتی جنس مذکر و مؤنث برمی گردد. خانواده، مدارس و رسانه ها در بعضی نقاط از جمله افغانستان از جمله عواملی اند که از زنان تصویری مطیع، منفعل، عاطفی، وابسته و از مردان تصویری مستقل، استوار، شایسته، توانا و مصمم ترسیم کرده اند. تا جائی که تحقیقات نشان داده، زنانی که در خانواده ی پدری مطیع و فرمان بردار بوده اند، در خانواده ی شوهر نیز مطیع اند. این امر حتی در قلمرو کار و شغل نیز وجود دارد. بر اساس تحقیقاتی که در گروه های کاری انجام پذیرفته، نشان داده شده که همان گونه که مردان به طور مستقل جامعه پذیر می شوند، به همان نسبت از نفوذ بیشتری نسبت به زنان برخوردار اند. در مقابل، زنان اعتماد به نفس کمتری دارند. در این ارتباط، زنان احساس وابستگی و انفعال بیشتری در حضور مردان می کنند.

سهم زنان در حفظ و بازتولید نظام مردسالار، یکی از مباحث دیگری است که با پياده شدن ارزش‌ها و هنجار‌های مردانه از جانب زنان بر روي زنان ديگر، نه فقط از ايجاد همبستگي ميان زناني كه در موقعيت‌های مشابه اجتماعي قرار دارند كاسته مي‌شود، بلكه از جانب ديگر باعث حفظ و دوام روابط مرد سالاري در خانواده و جامعه از طريق خود زنان مي‌گردد. این نکته‌ ای است که در بسیاری از گفتارها به چشم می‌خورد و بار دیگر گناه نابرابری جنسیتی را ناشی از رفتار‌های نابرابر مادران و یا مادر شوهرها نسبت به فرزندان و یا نسبت به عروس خود مطرح می‌کنند. واقعیات زندگی و هم‌چنین برخی از پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهند که زنان بیشتر از مردان بر روی زنان دیگر فشار وارد می‌کنند تا در کلیشه‌های جنسیتی بگنجند و رفتاری مخالف آن انجام ندهند. در این مورد باید زنان (به خصوص زنان سالمند) را حافظ منافع مردسالاری در خانواده‌ها در نظر گرفت.

این روشی است که در میان دو فرد قدرتمند و بی قدرت شکل می‌گیرد تا زنان که از لحاظ ساختاری نسبت به مردان در رابطه فرودستی قرار دارند حداقل در محدوده زندگی خانوادگی به عنوان کارگزار مردان، به اعمال قدرت در چارچوب هنجارهای مرد سالارانه دست بزنند.

نظریه فیمنیست ها

اساس نظریۀ فیمنیست ها در نابرابری جنسی، بر این اصل استوار است که معتقد اند زنان در جامعه در موقعیت نابرابری نسبت به مردان واقع شده اند. زنان به نسبت مردان دسترسی کمتری به منابع مالی، پایگاه اجتماعی، قدرت و فرصت برای خویشتن یابی در اجتماع دارند و این نابرابری نتیجۀ سازمان دهی جامعه است، نه این که منشأ آن بیولوژیکی یا تفاوت های شخصیتی بین زنان و مردان باشد.

در حوزه ی خانواده نیز، فیمنیست ها معتقد اند که اساسا خانواده به سوی برابری نرفته است و بر این باور هستند که خانواده مکان نابرابری است، جایی که زنان مطیع اند و نقش هایشان از پیش تعیین شده است.

به اعتقاد این دیدگاه، انتخاب این که چه کسی باید در خانه کار کند یا برای مراقبت فرزندان و کارهای خانه در منزل بماند، بر اساس ایدئولوژی نقش های جنسیت مطلوب است که از طریق عوامل بازار کار تقویت می شود. نقطه ی عزیمت این دیدگاه در این است که معتقد اند چه گونگی توزیع منابع مالی در خانواده بستگی به روابط قدرت بین زن و شوهر دارد؛ و روابط قدرت به این امر برمی گردد که چه کسی اعمال قدرت می کند، در تعیین موالید، در امور اجتماعی، در خرید امکانات برای خانواده و تربیت فرزندان چه کسی حرف آخر  را می زند.

انتقال قدرت

از آن جا كه فرصت و امكانات زنان به منابع قدرت اجتماعي ناچيز است، در نتيجه به صورت غيرمستقيم و از طريق وابستگي به ديگري، سعی می‌کنند تا به قدرت دست يابند. اما عاملیت و دستيابي به قدرت از طريق «روش‌های غير مستقيم»، به برابري و مشاركت واقعي ميان زن و شوهر در خانواده نخواهد رسيد. زیرا هنوز مردان دارای قدرت اصلی می‌باشند و می‌توانند هر زمان که گمان برند رفتاری برخلاف میل آنان صورت می‌گیرد، شخصا از منابع قدرت خود استفاده کرده و یا اصولا از طرق مختلف از جمله طلاق زن را از اعمال قدرت برای احقاق حق خود، محروم کنند. «قدرت انتقالي» در واقع امتداد قدرت مردان در خانواده است كه از طريق زنان صورت مي‌گيرد و از اين طريق هنجارهاي مردانه حفظ و بازتولید مي‌شوند و ارزش‌های مردانه نسل بعد نسل انتقال مي‌يابند. زنان كه در جامعه داراي قدرتي نيستند، سعي در پيدا كردن امكاناتي براي اعمال قدرت در خانواده و يا تاثيرگذاري در تصميم گيري‌های خانواده دارند. از آن جا كه فرهنگ، محدوده ی رفتارهاي افراد را مشخص كرده و از لحاظ فرهنگي نیز در جامعه، قدرت زنان مشروعيت لازم را ندارد، تنها اعمال قدرت بر زنان ديگر و كودكان داراي مشروعيت است. در نتيجه افزايش قدرت زنان در خانواده به نظارت بر افراد ضعيف تر خانواده مي‌انجامد. اين شيوه هر چند كه داراي مزايايي براي فرد است، اما در نهايت باعث بازتوليد روابط مرد سالاري در خانواده و تداوم آن از نسلي به نسل ديگر مي‌شود.

از طرف دیگر، در اثر ازدواج و ساليان زندگي در مجاورت يكديگر، مردان بخشی از قدرت نظارت بر روی سایر افراد را به همسران خود منتقل می‌کنند. زنان در خانواده به تدریج داراي قدرت نظارت و كنترل بر روي ديگران مي‌شوند و محدوده تصميم گيري‌ شان در حوزه فعاليت‌های خانگي و تربيت و نظارت بر رفتار فرزندان افزايش مي‌يابد. نكته مهم در كسب قدرت انتقالي اين امر است كه اولا نظارت زنان بر روي اعضای ضعيف خانواده صورت مي‌گيرد و در عين حال در نظارت زنانه بايد قواعد و هنجارهاي مردان حفظ گردد.

خلاصه ی مباحث

ما هنوز مرحله پدرسالاری را پشت سر نگذاشته‌ایم. پدرسالاری را می‌توان ایدئولوژی‌ای تعریف کرد که از قدرت و سلطه مردان ریشه گرفته و نابرابری بین دو جنس را توجیه می‌کند. در عین حال، جنسیت و باروری زنان را کنترل کرده و اساس سلطه‌گری مردانه را تشکیل می‌دهد. این ایدئولوژی در طول تاریخ یکنواخت نبوده و بر حسب زمان و شرایط اجتماعی تغییر کرده است. در جامعه‌های طبقاتی پدرسالاری زمینه‌های القای متقابل و اتحاد میان مردان را به وجود آورده تا زنان را تحت سلطه قرار دهد. هرچند که پدرسالاری نیز طبقاتی بوده و مردان بر اساس جایگاه و نژاد و طبقه خود دارای وضعیت متفاوتی هستند، اما از نظر سلطه‌جویی نسبت به زنان وجوه اشتراک مشخصی دارند.

در سیستم پدرسالاری طبقاتی، مردان به گونه‌ای تربیت می‌شوند که بتوانند زنان را تحت کنترل خود داشته باشند. چنان‌چه حتی کنترل نیروی کار زنان نیز با محروم کردن آنها از طریق برخی نیروهای اساسی در دست مردان قرار می‌گیرد.

با اینهمه، با وجود این که الگوی قدرت تصمیم گیری در رفتار سنتی جامعه ما پدرمحوری می باشد، لیکن به نظر می رسد اشتغال و افزایش سواد زنان موجب تعدیل هرم قدرت مردان شده، به نحوی که مشارکت زنان در تصمیم گیری های امور اساسی خانواده مانند انتخاب مسکن، چه گونگی هزینه شدن بودجه ی خانواده و...بیشتر گشته است، تا جائی که در بعضی خانواده ها می توان برابری نسبی میان قدرت زن و شوهر مشاهده کرد.

تعریف مفاهیم

خانواده: گروهی از افراد که با پیوندهای خونی، ازدواج یا فرزندخواندگی، با یکدیگر ارتباط داشته، یک واحد اقتصادی را تشکیل می دهند و اعضای بزرگسال آن مسؤل پرورش کودکان هستند.

ارزش ها : در اصطلاح دانش جامعه شناسی، عقایدی است که افراد یا گروه‌های انسانی درباره آن‌چه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است؛ دارند. ارزش‌های مختلف نمایانگر جنبه‌های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش‌ها معمولاً از عادت و  هنجار نشأت می‌گیرند.

قدرت : معنای قدرت، توانایی کنترول بر اعمال سایر افراد علی الرغم میل شان است. قدرت رابطۀ اجتماعی است که فرد در موقعیتی است که می تواند خواست خود را علی الرغم هر مقاومتی اعمال کند.

پی نوشت ها

·         http://www.olumensani.com

·         http://www.isa.org.ir

·         http://kaarmand.blogfa.com

·         www.8am.af

·         جامعه شناسی، گیدنز


+ نوشته شده در  Wed 23 May 2012ساعت 9:33 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

کنفرانس شیکاگو

کوچک شدن جهان و وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر از یکسو و محدود بودن توانمندی دولت ها برای مبارزه با تهدیدات بزرگ از سوی دیگر، زمینۀ همکاری میان ملل مختلف جهان را مساعد ساخته است.

در حال حاضر تروریسم مهمترین خطر امنیتی جهانی به خصوص کشورهای غربی به شمار می رود. منطقه‌ جنوب آسیا، هم اکنون به "سوپرمارکیت تروریسم" در جهان تبدیل شده است که تمام گونه‌های تروریسم را می توان در آن پیدا کرد.

بدیهی است که در چنین جهانی، سهم افغانستان در برقراری ثبات و امنیت بین المللی، به هیچ عنوان کمتر از سهم کشورهای مطرح دیگر در منطقه و فراتر از آن نیست.

از دیدگاه حکومت افغانستان، روابط درازمدت استراتیژیک افغانستان با هند، فرانسه، ایتالیا، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، آلمان و ناتو و همچنین با سایر کشورهای بزرگ جهان از همین منظر قابل ارزیابی است.

در نشست لیسبون (۲۰۱۰) طرحی جامع برای اینکه افغانستان بتواند بعد از سال ۲۰۱۴ میلادی، با اتکا به توانایی بومی خود، تامین امنیت شهروندان خود را به عهده بگیرد، مورد توافق دولت افغانستان و جامعه جهانی قرار گرفت.

برنامه انتقال یا واگذاری مسئولیتهای امنیتی از نیروهای بین المللی به نیرو های امنیتی افغانستان یک پروسۀ برگشت ناپذیر است.

بعد از اجرای مرحلۀ سوم این برنامه که چند روز پیش از سوی رئیس جمهوری افغانستان اعلام شد، مسئولیتهای امنیتی حدود هفتاد و پنج درصد از جمعیت افغانستان را به نیروهای امنیتی افغانستان سپرده خواهد شد.

تحول سیاسی و روند دولت سازی که در ده سال گذشته به وقوع پیوسته است، در کنار دموکراتیزه شدن کشور و مسایل مربوط به حقوق بشر به ویژه حقوق زنان، موفقیت مشترک مردم افغانستان و جامعه جهانی است. اما هنوز تحول اقتصادی لازم در کشورمان رخ نداده است.

افغانستان، به عنوان کشوری که در دهۀ گذشته در جبهۀ مقدم مبارزه با تروریسم بین المللی قرار داشته و بیشتر از هر کشور دیگری در این راستا قربانی داده است، کماکان به کمک های مالی نیازمند است.

زیربناهای اقتصادی کشور به رشد و تقویت بیشتری نیاز دارد و خطوط ترانزیتی که تسهیل کننده تجارت ملی و منطقه ای است و به برجسته شدن نقش افغانستان در منطقه خواهد انجامید، هنوز کامل نشده است. اکثر معادن کشور ما هنوز تفحص و استخراج نشده اند.

در چنین وضعیتی طبیعی است که کمک های جامعه جهانی کماکان مورد نیاز افغانستان، مخصوصا در جریان دهۀ تحول بین سالهای ۲۰۱۵ الی ۲۰۲۵ ، می باشد.

اما این نیاز، متقابل است، جامعه جهانی می داند که افغانستان بدون یک اقتصاد پویا و متکی بر توانمندی های بومی و طبیعی خود نمی تواند شریک پایداری برای مبارزه با تروریسم و سایر تهدیدات متوجه شهروندان ما و آنها باشد.

بر همین اساس و هم بر مبنای تعهد جامعه جهانی به حمایت از افغانستان، تا زمانی که کشور ما بتواند روی پای خود بایستد، در کنفرانس توکیو درماه جولای امسال، اجندای کمک های بازسازی و توسعه اقتصادی افغانستان مورد بحث قرار خواهد گرفت.

رقم چهار ۴.۱ یک میلیارد دالر بودجۀ سالانه برای این هدف برای مدت ده سال اعتبار از سال ۲۰۱۵، یک رقم واقع بینانه و در دراز مدت قابل پرداخت از درآمد پیش بینی شدۀ داخلی افغانستان است.

بخش کمک جامعۀ جهانی در این عرصه در واقع سرمایه گذاری لازم در تأمین امنیت و ثبات منطقه و جهان می باشد.

در کنفرانس سران ناتو در شیکاگو بر پایان بخشیدن مسوولانه‌ی جنگ در افغانستان تاکید شد. در این نشست، برعلاوه سران 28 کشور عضو ناتو، نمایندگان 22 کشور همکار ناتو نیز اشتراک داشتند. این نشست که موضوع آینده‌ی همکاری ناتو با افغانستان یکی از بحث‌های محوری آن بود، در حالی پایان یافت که ناتو بر تداوم همکاری‌‌هایش با افغانستان پس از سال 2014 تاکید کرد. اندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو گفت که ماموریت ناتو در افغانستان به پایانش نزدیک شده است، اما این پایان به معنا ترک افغانستان و از یاد بردن این کشور نیست. بارک اوباما رییس‌جمهور امریکا نیز در حالی‌که امنیت کشورهای عضو ناتو را در گرو امنیت افغانستان خواند، گفت که هنوز کارهای زیادی در افغانستان باقی‌ست. رییس‌جمهور امریکا هم‌چنان از روند انتقال مسوولیت‌های امنیتی به نیروهای نظامی افغان یاد کرد و از این که امروز امنیت 75 درصد خاک افغانستان از سوی نیروهای امنیتی افغان تامین می‌شود، اظهار خرسندی کرد.

دست‌آورد نشست شیکاگو؛  خروج مسوولانه‌ ناتو از افغانستان

اما، یکی از مسایل جنجال‌برانگیز در این نشست، اعلام خروج پیش از وقت سربازان فرانسه از افغانستان بود. رییس‌جمهور فرانسه از خروج سربازان کشورش از افغانستان تا پایان 2012 یاد کرد. این در حالی است که در نشست سران ناتو در لیسبون در سال 2010، بر خروج تدریجی و مسوولانه‌ی سربازان ناتو از افغانستان تاکید شده بود. انگلا مرکل در واکنش به این تصمیم فرانسه، گفت که کشورهای عضو ناتو مشترکا به افغانستان داخل شده‌اند و باید مشترکا آن کشور را ترک کنند. این تصمیم فرانسه که ناشی از وضع بد اقتصادی حاکم بر فرانسه و سایر کشورهای عضو ناتو است، در حالی صورت می‌گیرد سازمان ناتو از سرایت این تصمیم فرانسه بر سایر کشورهای عضو ناتو و خروج سربازان کشورهای دیگر عضو ناتو از جنگ افغانستان نگران به‌نظر می‌رسد.

رییس‌جمهور کرزی در حاشیه‌ی این نشست، دیدارهایی با برخی از سران کشورهای عضو ناتو، به‌ویژه رییس‌جمهور ایالات متحده داشت. اوباما در دیدار با رییس‌جمهور کرزی بر تشدید مذاکرات با طالبان، مبارزه با فساد و اصلاح قوانین مرتبط به انتخابات و نهادهای انتخاباتی تاکید کرد. کرزی گفت که به گرفتن مسوولیت‌ها مطابق به زمان‌بندی متعهد است و می‌خواهد کشورش دیگر بار دوش جامعه‌ جهانی نباشد. اوباما در جریان این دیدار تاکید کرد که پایان نقش رزمی امریکا در چارچوب ناتو در افغانستان به معنای پایان همکاری‌های آن کشور با افغانستان نیست، بلکه امریکا در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با افغانستان همکاری‌هایش را دوام می‌دهد.

در حال حاضر هزینه سالانه نیروهای افغان شش میلیارد دلار است. هزینه این نیروها در سال نیز به ۴ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت. دولت افغانستان اعلام کرده که تنها قادر است ۵۰۰ میلیون دلار آن را از محل منابع داخلی تامین کند.

بحث کمک‌های مالی برای جبران هزینه‌های نیروهای افغان به افغانستان در صدر برنامه‌های ناتو قرار داشت. در قرارداد همکاری درازمدت افغانستان با استرالیا، این کشور اعلام کرد که سالانه کمک‌های مالی‌اش را پس از 2014 با افزایش 85میلیون دالر، سالانه به 250میلیون دالر می‌رساند. پیش از این نیز کشورهای آلمان و بریتانیا کمک‌های مالی سالانه‌‌شان با افغانستان را اعلام کرده بودند.

دلیل تصمیم های از این قبیل بیشتر بر می گردد به مفهوم "دفاع هوشمند ناتو" که نشات گرفته از "اندیشه جدید استراتیژیک ناتو" است و در جلسه سران ناتو درسال ۲۰۱۰ درلیسبون روی آن توافق شد.

این استراتژی اعضای ناتو را تشویق می کند تا در توسعه، کسب و حفظ توانایی های نظامی جهت پاسخگویی به مشکلات امنیتی جاری با یکدیگر همکاری کنند. به این معنا که با در نظر داشت بحران اقتصادی جهان، با حد اقل هزینه حد اکثر موثریت را داشته باشند.

از سال ۲۰۰۸ به بعد اقتصاد جهان دشوارترین دوران خود را از زمان پایان جنگ جهانی دوم گذرانده است.

دولت ها اقدامات متعدد صرفه جویانه ای را به منظور پاسخ گویی به این بحران اتخاذ کردند که روی مصارف نظامی تاثیر قابل ملاحظه ای داشته است.

علاوه براین محیط امنیتی جدید ناتو نیز متنوع تر و غیر قابل پیش بینی تر شده است.

جنگ در افغانستان و بحران لیبی دو نمونه بارز از وضعیت جدیدی است که ناتو با آن روبرو است این وضعیت جدید از یک طرف نیازمند سیستم، تسلیحات و تسهیلات مدرن است و از سوی دیگر کاهش وابستگی ناتو به یکی از اعضای آن یعنی آمریکا و سهمگیری فعال تر اعضای دیگر.

آنچه ناتو آن را دفاع هوشمند می خواند بر سه نکته تمرکز دارد:

۱. هماهنگ سازی اولویت ها

سازگار ساختن اولویت های ملی هرعضو با اولویت های ناتو کلی ناتو، تاکنون برای این سازمان یک چالش بوده است. دفاع هوشمند فرصتی است برای یک برخورد شفاف، مقرون به صرفه و توام با همکاری نزدیک اعضا با یکدیگر.

دراین زمینه شفافیت و حسابدهی درافغانستان می تواند حائز اهمیت باشد.

۲. هماهنگی توانایی ها

با توجه به اینکه بودجه های ملی اکثر اعضای ناتو در اثر بحران اقتصادی تحت فشار قرار است، تعدادی از اعضای ناتو تصمیم های یکجانبه گرفته اند و بعضی از بخش های نظامی خود را کنار می گذارند.

ناتو در پی این است که این امر باید طوری هماهنگ شود تا توانایی های اعضای ناتو مکمل یکدیگر شود و بین بودجه های دفاعی اعضا نیز هماهنگی ایجاد شود.

۳. کاهش هزینه

"مساله اصلی این است که حتی اگر تعهد جامعه بین المللی بعد از سال ۲۰۱۴ در قبال افغانستان جدی هم باشد و کمک های امنیتی، نظامی و توسعه ای به شکل محدود (در کنار حمایت از روند صلح) ادامه یابد، اما افغانستان در مورد نحوه مصارف این کمک ها باید نهایت دقت را به خرج داده و بیشتر میزان ممکن شفافیت، حسابدهی و درستکاری را به جامعه بین المللی نشان دهد."

اگر اعضای ناتو درکنار یکدیگر و با هماهنگی بیشتر عمل کنند، اعضاء می توانند از امکانات و توانایی یکدیگر طوری استفاده کنند که در کل برای همه اعضا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد.

 منابع:

-          بی بی سی

-          رادیو آزادی

-          روزنامه هشت صبح

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2012ساعت 3:33 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

یادداشت

امروز اتفاقی/نا اتفاقی در صفحه فیس بوک (Facebook) خواندم که مارک زوکربرگ، بنیانگذار و مالک بخش عمده ای از سهام شبکه اجتماعی فیس بوک روز شنبه (۱۹ می - ۳۰ ثور) تنها پس از گذراندن یک هفته پر مشغله و جنجالی که به عرضه سهام فیس بوک در بازار بورس و ارزشگذاری این شبکه اجتماعی به مبلغ ۱۰۶ میلیارد دلار انجامید، طی مراسمی غیرمنتظره ازدواج کرد.

فیس‌بوک یکی از پرطرفدارترین شبکه‌های اجتماعی-مجازی در انترنت است. ارزش سهام فیس بوک، بیشترین مقدار برای یک شرکت انترنتی است. این مقدار برای شرکت گوگل، در سال ۲۰۰۴، ۲۳ میلیارد دلار اعلام شده بود. این شبکه سهولت‌های انتقال پیام‌های کتبی و تصویری را فراهم ساخته و استفاده کنندگان آن می‌توانند به وسیله آن با همدیگر گفتگو نمایند. این شبکه هم اکنون به 40 زبان دنیا قابل دسترس است. مارک زاکربرگ امریکایی سازنده فیس‌بوک است. او در سال 2004 این شبکه را طراحی و راه‌اندازی نمود. هر چند شبکه‌های مشابه دیگری هم چون تویتر و hi5 در انترنت وجود دارند اما فیس‌بوک با داشتن بیش از 900 میلیون استفاده کننده، برجسته‌ترین در میان این شبکه‌های اجتماعی-مجازی گفته می‌شود

من شاید سه سال می‌شود عضو این شبکه مجازی - اجتماعی شده‌ام. آرمان شهر ارتباطی‌ای به نام فیس‌بوک، دوستان سابقم را روزانه اینجا ملاقات می‌کنم. نویسندگان، شاعران و هنرمندان اکنون در این فضای مجازی، به شهادت فیس‌بوک، گویا با من دوست هستند. در این سه سال، من ده‌ها پیام خصوصی رد و بدل کرده‌ام.

این روزها بیشتر به کیف و کان این فضای مجازی فکر می‌کنم. بیشتر به صفحات دوستان خود سرمیزنم و ایده ها و نظریات آنها را میخوانم. این که دوستی چگونه شروع کرده است. کجاها چی نوشته است، مطالب روی دیوارش (Wall) چه‌ها هستند، آیا مجموعه «رفتار‌های فیس‌بوکی»‌اش شخصیت واحد و قابل اعتمادی از او می‌سازند یا نه؟

کسی چیزی را به اشتراک میگذارد. کسانی دیگر در ذیل این «چیز» نظر مینویسند. نظرها مناقشه‌برانگیز میشوند. حالا عکس‌العمل این «کس» اول چه بوده است؟ این واکنش چه شباهتی به رفتارش در فضای واقعی دارد؟

متوجه شدم که تعداد زیادی از آنهایی که به شهادت فیس‌بوک با من «دوست» هستند، در حقیقت کسانی هستند که نمی‌دانند از کجا شروع کرده‌اند و به کجا می‌روند. «رفتار فیس‌بوکی»شان یک مسیر فکری منظم را طی نمی کند.

این سه سال مثل یک سفر گذشت. سفری همراه با مشاهده عجایبی گوناگون. حالا، این روزها سودایی، بارها به صفحه کلید دست می‌برم تا چیزی بنویسم و بر این دیوار (Wall) حک کنم، اما فکر هایی مانعم می‌شود. برای چه و که بنویسم، چرا بنویسم و چی بنویسم و...؟

حیران حیران به جدول خالی بالای صفحه نگاه می‌کنم که می‌پرسد:

What is in your mind?

پرسنده‌ای وجود ندارد. روحی مجازی!؟ از من می‌پرسد: چه در سر داری؟ از من می‌خواهد تا حرف بزنم، خودم را فاش کنم، خودم را عرضه کنم با کلمات، با عکس، با نشانه.

اما برای چه؟

برای کی؟

ما فیس‌بوکیان به کجا می‌رویم؟

------------------------

از عبدالاحد "حکیمی"

+ نوشته شده در  Sun 20 May 2012ساعت 3:1 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

موافقتنامۀ همکاری دوجانبه میان جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری فدرالی آلمان

حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در ادامه امضای پیمان های راهبردی و همکاری دراز مدت، امروز موافقتنامه 9 ماده ای را با آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان، در شهر برلین به امضاء رساند.


به گزارش خبرگزاری آوا و به نقل از اطلاعیه دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری متن کامل این موافقتنامه به شرح ذیل می باشد: 

موافقتنامۀ همکاری دوجانبه میان جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری فدرالی آلمان


دولت جمهوری اسلامی افغانستان و دولت جمهوری فدرالی آلمان که در این موافقتنامه منبعد به نام طرفین یاد می گردند؛ با تأکید بر روحیهء روابط دیرینه دوستانه میان جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری فدرالی آلمان، مبتنی بر احترام متقابل به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، و مطابق با اصول منشور سازمان ملل متحد؛ با توجه به مسئولیت های مشترک در قبال حفظ صلح، تحقق بخشیدن به ارزش های مشترک دموکراسی، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون، با درک اهمیت و نیاز مبرم به اصول حکومتداری خوب، اصلاح ادارۀ عامه، شفافیت و پاسخگویی متقابل در همکاری جهت انکشاف ساختار همکاری های ملی و بین المللی، تقویت سکتور قضائی و تحقق حاکمیت قانون؛با توجه به تعهدات حکومت جمهوری اسلامی افغانستان و جامعه بین المللی در چارچوب کنفرانس های ماه جون 2010 در کابل و ماه جنوری 2010 در لندن؛ با درک تهدیدات موجود ناشی از تروریزم و افراطگرایی خشونت آمیز در افغانستان و با آرزومندی اینکه افغانستان هیچگاه دوباره به پناهگاۀ أمن برای گروه های تروریستی مبدل نگردد؛

با تعهد به ایجاد یک افغانستان دموکراتیک، دارای ثبات سیاسی و توأم با اقتصاد در حال رشد در یک منطقه با ثبات، ترویج فعالانهء احترام به حقوق بشر، به شمول حقوق زنان و اطفال، و با درک ایفای نقش مثبت جامعهء مدنی و رسانه های مستقل در مطابقت با احکام قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان؛
با در نظرداشت سهم تاریخی ملت های دو کشور در میراث مشترک فرهنگی جهان و آگاهی ازینکه نگهداری و حفاظت ازآثار فرهنگی یک رسالت الزامی میباشد؛
به هدف تقویت روابط طرفین بشمول مذاکرات طویل المدت افغانستان در مورد تدوین موافقتنامه همکاری طویل المدت جمهوری اسلامی افغانستان با سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) و همکاری درازمدت میان جمهوی اسلامی افغانستان با اتحادیۀ اروپا، در مطابقت با اهداف فیصله نامه های سازمان ملل متحد؛ با اشاره به تصامیم کنفرانس بین المللی مؤرخ 5 دسامبر 2011 میلادی در بن و ابراز علاقمندی به مشارکت بمنظور بهره گیری برای آینده أمن افغانستان بعد از ختم پروسه انتقال در سال 2014 از طریق توسعهء پایدار اقتصادی و اجتماعی دو کشور و منفعت مردمان طرفین؛
با یاد آوری از پیمان دوستی میان افغانستان و آلمان مؤرخ 3 مارچ 1926؛
با تأیید مجدد موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 31 جنوری سال 1958 در رابطه به انتقال کالا و هزینه ها، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 31 جنوری سال 1958 ، در رابطه به همکاری های اقتصادی و تخنیکی، موافقتنامۀ مننعقدۀ مؤرخ 18 اپریل 1961 میلادی در مورد مسایل فرهنگی، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 19 می سال 1977 به ارتباط مساعدت مالی، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 10 دسمبر 1977 مربوط به مساعدت مالی، موافقتنامه منعقدۀ مؤرخ 15 مارچ 2002 مربوط به مساعدت آموزشی و تجهیز در چار چوب معاهدهء ثبات برای افغانستان (Stability Pact for Afghanistan)، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 17 فبروری 2003 میلادی در رابطه به ایجاد پروژۀ حمایت طبی در بازسازی نیروی پولیس در افغانستان، معاهده منعقدۀ مؤرخ 19 و 20 اپریل 2005 در مورد تشویق و حمایت بالمثل از سرمایه گذاری، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 23 اکتوبر 2006 میلادی در رابطه به پروژه دفتر باز سازی نیروی پولیس در افغانستان در چارچوب معاهدهء ثبات برای افغانستان (Stability Pact for Afghanistan)، موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 8 فبروری، و 1973، 10 نوامبر 2007، و 14 اگست 2008 میلادی مربوط به همکاری های مالی؛ و به منظور اکمال موافقتنامه قریب الانعقاد، میان اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی افغانستان در رابطه به مشارکت و توسعه؛ در موارد ذیل توافق نمودند:

مادۀ اول
همکاری سیاسی
طرفين گفتگو های سیاسی خویش را بر اساس نتایج کنفرانس بین المللی افغانستان منقعدۀ مؤرخ 5 دسمبر 2011 در بن ادامه میدهند. این گفتگو های سیاسی به صورت أخص در عرصۀ روابط دوجانبه، مسایل منطقوی و بین المللی، حکومتداری خوب و حقوق بشر متمرکز خواهد بود.


مادۀ دوم
همکاری در عرصۀ امنیتی
1. همکاری در عرصه نظامی، از طریق حمایت مالی و تخنیکی در خصوص آموزش، تعلیم و تربیه و برنامه های دو جانبه سالانه، صورت می گیرد. با در نظر داشت امکانات موجود و مؤثریت اجراآت قبلی، روی هر دو مورد ( آموزش و برنامه های دوجانبه)، سالانه طرفین به تجدید مذاکرت می پردازند. حمایت از آموزش مسایل نظامی در بر گیرندۀ آموزش منسوبين نیرو های مسلح افغانستان در تأسیسات بوندس ویر (Bundeswehr) در جمهوری فدرالی آلمان میباشد. برنامه های دوجانبه سالانه، در قدم نخست از طریق اجرای اصول عمل بالمثل میا ن طرفین صورت گرفته و در گام های بعدی، بازدید نمایندگان عالی رتبه به شمول بازدید های وظیفوی و معلوماتی و به همین ترتیب گفتگو های دو جانبۀ تخنیکی و گفتگو میان متخصصین را شامل می شود. وضعیت اقامت مؤقت منسوبین نیرو های مسلح افغان در قلمرو جمهوری فدرالی آلمان، حفظ معلومات سری نظامی ، وضعیت پرسونل آلمانی در قلمرو افغانستان در چهارچوب تدابیر همکاری، توسط عقد موافقتنامه های جداگانه میان طرفین، تنظیم می گردد. 

2. بر اساس موافقتنامه ها و ظرفیت های موجود، طرفين در زمینۀ حمایت از توانمندی بیشتر پولیس ملی افغان از طریق آموزش، رهنمایی و کار در پروژه های مربوطه، همکاری می نمایند.
3. آلمان نقش بارزی را در تمویل نیرو های امنیتی افغانستان (اردو و پولیس) ایفأ خواهد کرد. 


مادۀ سوم
همکاری انکشافی، باز سازی ملکی و همکاری تعلیمی
1. موافقتنامۀ چارچوبی در رابطه به همکاری توسعوی، جایگزین موافقتنامهء 31 جنوری 1958 در رابطه به همکاری اقتصادی و تخنیکی، تأیید شده توسط موافقت نامه 19 اکتوبر 1978 و قرار 12 جولای 2005 در رابطه با حفاظت اشخاص و ملکیت متخصصین و اعضای خانوادهء آنها، که در حوزۀ همکاری های توسعوی آلمان در جمهوری اسلامی افغانستان ایفای وظیفه مینمایند، می گردد. 

2. همکاری های انکشافی بخصوص در موارد آتی متمرکز خواهد بود:
1. توسعۀ اقتصاد پایدار،
2. تعلیمات ابتدایی و حرفه ای،
3. تأمین انرژی،
4. سکتور آب،
5. حکومتداری خوب.

بر اساس توافق طرفین، تدابیر تکمیلی همکاری های انکشافی در سایر ساحات، مرعی الاجرأ خواهد بود: 
3. چگونگی تمرکز منطقوی و سکتوری همکاری های توسعوی افغانستان-آلمان و برنامه بازسازی های ملکی، منوط به نتایج توافق مذاکرات بین الحکومتی در مورد همکاری های انکشافی می گردد . 
4. در راستای اکمال همکاری های توسعوی درازمدت، جمهوری فدرالی آلمان جهت تحکیم ثبات سیاسی از طریق تدابیر ملکی، جمهوری اسلامی افغانستان را در عرصه های ذیل حمایت مینماید:
1. تحصیلات عالی،
2. صحت،
3. توسعه سیستم قضایی،
4. هوانوردی ملکی.
5. بخاطر توانمندی در رفع چالش های کنونی و آیندۀ سیاسی- انکشافی، طرفین هر زمانی می توانند در دیگر عرصه های حمایوی به موافقه برسند. 

مادۀ چهارم
همکاری علمی و فرهنگی
1. بر اساس موافقتنامۀ منعقدۀ مؤرخ 18 اپریل 1961 میلادی در عرصه فرهنگی و در چارچوب قوانین بودیجوی، طرفین روی تدابیر مشخص جهت تقویت و انکشاف روابط متقابل در عرصۀ سیاست های فرهنگی، توافق می نمایند.
2. همکاری های علمی به شکل گسترده بر حمایت از مؤسسات تحصیلات عالی، نهاد های تحقیقاتی، نهاد های علمی و تأسیسات آموزشی جدا از مکتب برای بزرگسالان، کتابخانه ها و آرشیف ها، متمرکز می باشد. 
3. مطابق قوانین داخلی، طرفین تدابیر لازم را جهت تسهیل در فعالیت و ابتکارات نهاد های محلی یکدیگر در قلمرو خویش اتخاذ می نمایند. در چارچوب مقررات و قوانین ملی مربوطه، طرفین در عرصه های مربوط به نهاد ها و مؤسسات فرهنگی و علمی، مانند انستیتوت های فرهنگی، نهاد های آموزش عالی، سازمان های علمی، نهاد های تحقیقی، مکاتب عمومی و حرفه یی، نهاد های آموزش ابتدایی و ثانوی برای معلمین، آموزش بزرگسالان، آموزش های حرفه یی ، کتابخانه ها، اطاق های مطالعه و سایر نهاد ها که از طریق وجوه عامه تمویل میگردد ، در زمینۀ تأسیس، فعالیت و فراهم ساختن سهولت ها تدابیر لازم را اتخاذ می نمایند.
4. طرفين در زمینۀ حفظ و نگهداری میراث های فرهنگی، آثار فرهنگی حفظ شده، مجموعه های فرهنگی و اماکن با تضمین اشتراک مقامات مربوطه در مطابقت با قوانین ملی خویش همکاری می نمایند.
5. طرفين، همکاری های خویش را در زمینۀ مبارزه علیه تجارت غیر قانونی آثار فرهنگی توسعه داده و در انعقاد، تصویب و تطبیق موافقتنامه های بین المللی در این عرصه، تلاش می نمایند.

مادۀ پنجم
همکاری اقتصادی
1. بر اساس موافقتنامه های موجود، طرفین به همکاری های خویش در عرصه های اقتصادی تداوم می بخشند.
2. طرفین توافق نمودند تا وسایل و شیوه های مورد استفاده در تقویت تجارت و سرمایه گذاری، گسترش همکاری های اقتصادی، و همچنان در عرصه ی تجارت خارجی، با هم ملحق و ادغام نمایند. این مطلب روی موارد آتی متمرکز می باشد:
1. تمویل صادرات، 
2. بیمه اعتبار صادرات،
3. سرمایه گذاری، تقویت شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs)،
4. طرزالعمل واجرای نمایشگاه های تجارتی.
3. بازدید های منظم متقابل هیئت های تجارتی طرفین، در تقویت پیوند های اقتصادی مؤثر می باشد. 
4. طرفين در راستای منافع دوکشور، بر آرزومندی خویش جهت تطبیق و توسعۀ Joint Declaration of Intent منعقدۀ 20 جون 2011 میلادی میان وزارت معادن جمهوری اسلامی افغانستان و وزارت همکاری اقتصادی و انکشافی جمهوری فدرالی آلمان، تأکید می نمایند.
5. حکومت جمهوری فدرالی آلمان، مشورت های خویش را با جانب جمهوری اسلامی افغانستان در عرصه های مربوط به امور اقتصادی، منابع طبیعی، در چهارچوب همکاری توسعوی آلمان- افغانستان و در صورت لزوم از طرق و شیوه های دیگر همکاری، ادامه میدهد. 

مادۀ ششم
همکاری در عرصۀ هوانوردی ملکی
1. طرفين طرق و راه های بعدی بمنظور حمایت از سکتور هوانوردی افغانستان را جستجو می نمایند.
2. جهت دست یابی به این هدف، طرفين راه های رسیدن به توافق در این خصوص و نیز عملی نمودن تدابیر برای توسعۀ سکتور هوانوردی ملکی در افغانستان را جستجو می نمایند. این اقدامات در برگیرندۀ موارد ذیل می باشد:
1. تأسیس و توسعه ادارۀ هوانوردی ملکی،
2. تأسیس دفتر بررسی حوادث هوایی،
3. آموزش های ابتدایی و پیشرفته،
4. حمایت از توسعۀ یک چارچوب حقوقی مبتنی بر سازمان بین المللی هوانوردی ملکی، 
5. مفاهیم مورد استفاده در میدان های هوایی.

مادۀ هفتم
گروپ همکاری بین الحکومتی افغانستان - آلمان
(Afghan-German Intergovernmental Working Group on Cooperation)
1. طرفين گروپ کاری، همکاری بین الحکومتی افغانستان-آلمان را تأسیس می نمایند. ریاست این گروپ کاری به عهدۀ وزارت امور خارجه حکومت جمهوری فدرالی آلمان و و زارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود، که روی اهداف، اولویت ها، و اتخاذ تدابیر برای همکاری های آینده در چهارچوب این موافقتنامه بحث و گفتگو به عمل می آورند: مباحث همکاری های توسعوی آلمان-افغانستان در چوکات گفتگو های منظم بین الحکومتی افغانستان-آلمان، انجام می یابد.
2. گروپ کاری بین الحکومتی جهت تطبیق این موافقتنامه، از پروژه ها نظارت می نماید. بحث تدابیر همکاری های توسعوی افغانستان-آلمان، محور گفتگوهای منظم بین الحکومتی همکاری های انکشافی ر ا تشکیل میدهد.

مادۀ هشتم
اساسات همکاری
1. داشتن چارچوب شفاف و با ثبات همکاری، هدف طرفین را تشکیل میدهد. حکومت جمهوری اسلامی افغانستان، از تدابیر حکومت جمهوری فدرالی آلمان مربوط به این موافقتنامه، حمایت نموده و از بذل هر نوع همکاری در زمینه دریغ نمی ورزد. طرفین همه مراجع ذیدخل در تطبیق این موافقتنامه را بموقع و بصورت دقیق مطلع می گردانند. 
2. بر علاوۀ عرصۀ فوق، همکاری در ساحات دیگر نیز صورت گرفته می تواند. در این خصوص، طرفین موافقتنامه های جداگانۀ را منعقد می سازند. 
3. طرفين در صورت تقاضا، مقامات مسئول تطبیق کنندۀ این موافقتنامه را در أسرع وقت از مجرای دیپلوماتیک به یکدیگر معرفی میدارند.

مادۀ نهم
احکام نهایی
1. این موافقتنامه از تاریخ امضأ آن نافد می گردد.
2. این موافقتنامه برای مدت 5 سال بعد از تاریخ تنفیذ آن، مرعی الاجرأ می باشد و برای مدت 5 سال دیگر به صورت خود بخودی تمدید می گردد، مگر اینکه یکی از طرفين موافقت نامه ، از مجاری دیپلوماتیک، طرف دیگر را، از فسخ موافقتنامه یک سال قبل از تاریخ انقضاء آن کتباً مطلع سازد. مدت اطلاع از تاریخ مواصلت اطلاعیه رسمی به طرف دیگر آغاز میگردد.
3. این موافقتنامه در صورت توافق طرفین در هر زمانی که خواسته باشند، قابل تعدیل و تزئید می باشد.
4. طرفین، اختلاف نظر ناشی از کاربرد یا تفسیر مواد این موافقتنامه را از طریق انجام مشورت ها از مجاری دیپلماتیک حل می نمایند.
5. ثبت این موافقتنامه دوجانبه، در دارالانشأ سازمان ملل متحد در مطابقت با مادهء 102 منشور آن سازمان، به تعقیب انفاذ آن بدون تأخیر از طرف جمهوری فدرالی آلمان آغاز می گردد. طرفین، ثبت و شماره ثبت سازمان ملل متحد را بعد از تأیید دارالانشای آن سازمان در أسرع وقت، اطلاع میدهند.
این موافقتنامه درشهر برلین به تاریخ27/2/1391 خورشیدی مطابق به 16/5/2012 میلادی در چهار نسخه به زبان های دری، پشتو، آلمانی و انگلیسی، که هر چهار آن از اعتبار یکسان برخوردار است، امضاء گردید. در صورت اختلاف تفسیر در زبان های دری، پشتو و آلمانی به متن انگلیسی ارججیت داده می شود.

از طرف جمهوری اسلامی افغانستان: از طرف جمهوری فدرالی آلمان: 
نام: حامد کرزی نام: انگلا مرکل
موقف: رئیس جمهور، جمهوری اسلامی افغانستان موقف: صدر اعظم جمهوری فدرالی آلمان

امضاء: امضاء:

پی نوشت ها:

+ نوشته شده در  Thu 17 May 2012ساعت 10:56 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

فرانسوا اولاند کیست؟

از عبدالاحد "حکیمی"

 

"فرانسوا ژرار ژورژ اولاند" فرزند "ژورژ گوستاو اولاند" و "نیكل فره دریك مارگریت تریبر" است كه در 12 آگست سال 1954 در شهر روان (ROUEN) فرانسه چشم به جهان گشود. وی كودكی خود را در "بوا دو گییوم"، حومه نزدیك شهر روان (ROUEN) گذرانده و تحصیلات ابتدایی خود را نیز در مکتب "ژان باپتیست دو لا سال" سپری كرد. اولاند سپس تحصیلات عالی خود را در پوهنتون "پاستور" در حومه اشراف نشین "نویی سور سن" پاریس ادامه داد.

وی دارای لیسانس حقوق بوده و درمدرسه ملی اداری انا (ENA) پاریس كه اكثر سیاستمداران و نخبه های فرانسوی نیز درآن به تحصیل پرداخته اند، كسب دانش و تجربه كرد.

اولاند در سال 1976 میلادی به دلیل نزدیك بینی از خدمت سربازی معاف شد.

وی نزديك به 30 سال است كه فعاليت سياسي دارد و پيشتر به عنوان يكي از افراد پر انرژي پشت صحنه و "كار راه انداز" احزاب، فعاليت‌هايي داشته است. با اين وجود تا به حال بالاترين سمت سياسي او دبيركلي حزب سوسياليست است.

اولاند در زمان رياست‌جمهوري فرانسوا ميتران،‌ مشاور او بود و همچنين در مجلس ملي فرانسه عضويت داشته است. از ديگر سمت‌هاي او مي‌توان به شهرداري "تول" در فاصله سال هاي 2001 تا 2008 اشاره كرد، وي هرگز سمت مديريت يك سازمان بزرگ مانند وزارتخانه را عهده‌دار نبوده است. پنج سال پيش او تلاش كرد تا نماينده حزبش در انتخابات رياست‌جمهوري فرانسه شود اما توسط شريك زندگي‌اش "سگولن رويال" شكست خورد و سپس رويال در انتخابات رياست‌جمهوري در مقابل ساركوزي متحمل شكست شد.

يك سال پيش وي به سختي تصور مي‌كرد كه مي‌تواند در انتخابات رياست‌جمهوري فرانسه شركت و آراي مردم اين كشور را جلب كند، اما پس از اينكه "دومينيك استراوس -كان"، رئيس سابق صندوق جهاني پول با يكسري رسوايي‌هاي جنسي مواجه و از ميدان به كنار رفت، اولاند ناگهان پيشتاز حزب خود شد.

برخي ويژگي‌ های با رز رئيس‌جمهوري جديد فرانسه:

1-  شباهت با "ميتران"

به گفته بسياري رفتار اولاند شبيه به "فرانسوا ميتران"، رئيس‌جمهوري سابق فرانسه و سنگر سوسياليست‌ هاي اروپا در دهه 1980 است. به گفته آن‌ها اولاند شبيه او صحبت مي‌كند، قدم مي‌زند و داراي ژست‌هاي اوست.

2- دارا بودن القاب بسيار

زماني كه اولاند به مدت 11 سال دبير اجرايي حزب سوسياليست بود به عنوان فردي كه از پشت صحنه هدايت امور را در دست داشت، مشهور شد. در آن‌ روزها وي لقب‌هايي مانند "آقاي آشتي‌دهنده"،‌ "آقاي مصالحه"، "مرد تلفيق" را كسب كرد. يكي از دلايل اين لقب‌ها اين بود كه او مواضع احزاب مخالف يكديگر را خلاصه مي‌كرد و به آن‌ها مي‌گفت كه در يك موضع قرار دارند.

3- دارا بودن يك زندگي رمانتيك معروف

اولاند در زمان دانشجويي با "سگولن رويال" كه يك فعال سياسي و طرفدار حزب سوسياليست و مشاور ميتران بود، آشنا شد. اولاند و رويال هرگز با يكديگر ازدواج نكردند اما به مدت 30 سال با يكديگر زندگي كردند و چهار فرزند دارند!

اولاند و رويال به محض پايان انتخابات از يكديگر جدا شدند و پس از آن اولاند با يك خبرنگار فرانسوي به نام "والري تريروله" آشنا شد. اولاند و تريروله كه يك خبرنگار و نويسنده مباحث سياسي است، همچنان با يكديگر زندگي می کنند.

4- اولاند طرفدار كاپيتاليسم انگليسي- آمريكايي نيست.

وي در سخنراني خود به سمت چپ گرايش داشت و در يكي از اين سخنراني‌هايش گفت، "مخالف من جهان اقتصاد است" و ملت‌ها نبايد برده‌ بازارهاي مالي شوند. وي چندين بار اين اظهارات را تكرار كرده است.

اولاند با شعار «تغییر» در عرصه رقابت‌های تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری فرانسه ظاهر شد. در دور اول انتخابات که با مشارکت 80 درصدی مردم فرانسه برگزار شد، اولاند توانست با کسب 28 درصد از آراء از سارکوزی پیشی بگیرد. "مارین لوپن" رهبر "جبهه ملی" که یک حزب راست افراطی است توانست در این انتخابات فراتر از انتظارها ظاهر شود و با کسب 19 درصد از آراء در جایگاه سوم و "ژاک لوک ملانشون" نامزد چپ رادیکال نیز با کسب 14 درصد از آراء در جایگاه چهارم قرار بگیرد.حدود 44 میلیون نفر از مردم فرانسه واجد شرایط شرکت در این انتخابات بودند.

در دور دوم انتخابات نیکولا ساركوزی اندكی با آرای 48.44 در صدی در مقابل فرانسوا اولاند با آرای 51.56 در صدی شکست خود را پذیرفت و در جمع هواداران خود در پاریس این پیروزی را به رقیب خود و فرانسه تبریك گفت و برای رییس جمهوری آینده آرزوی موفقیت كرد.

فرانسوا اولاند در حالی سكانداری قوه مجریه كشورش را به مدت پنج سال در دست می گیرد كه فرانسه صدها میلیارد یورو بدهی عمومی دارد و كسری بودجه این كشور نیز از مرز قرمز اتحادیه اروپا كه باید بیش از سه برابر تولید ناخالص ملی نباشد، بسیار فراتر رفته است.

از دیگر سو بی خانمانی و خیابان نشینی نیازمندان این روزها چهره پاریس را كه روزی به یكی از شهرهای زیبای جهان شهرت داشت، زشت كرده است و بر اساس یك آمار ارائه شده، هر وعده بیش از 100 هزار بسته غذایی از سوی موسسات نیكوكاری در سراسر این كشور توزیع می شود و بسیاری نیز گرسنه بر می گردند.

همچنین فرانسه كه به عنوان پیشگام انرژی هسته ای شناخته می شود و از ده ها راكتور برای تامین نیازهای خود و صادرات برق استفاده می كند، نیز دیگر كمتر سهمی از بازار های بین المللی دارد.

وی برای نجات كشور و ترمیم جایگاه داخلی و بین المللی فرانسه 60 برنامه در نظرگرفته است كه به نظر برخی از صاحب نظران بویژه مخالفان جناح راست این برنامه ها جاه طلبانه و اجرای تمامی آن در شرایط كنونی كشور به آسانی میسر نخواهد بود .اصلی ترین برنامه های اولاند بر سه محور، تولید، توسعه اقتصاد و همچنین ترویج آموزش در كشور استوار است. تنظیم قرارداد همكاری جدید با كشور آلمان، راه اندازی مدیریتی ویژه برای امكان حمایت از خدمات عمومی، تلاش برای ایجاد یك آژانس ارزش سنجی اقتصادی و مالی اروپایی، جداسازی فعالیت های اعتباری و سرمایه گذاری بانك ها، كمك به ارتقاء جایگاه بین المللی فرانسه در سطح مجامع جهانی، خروج نیروهای فرانسوی از افغانستان و كمك به بهبود تراز بازرگانی خارجی با احیاء مجدد صنایع كشور و توسعه صادرات از جمله برنامه های اقتصادی اولاند در عرصه اروپایی و خارجی است. كاهش اتكا صرف به انرژی هسته ای و جایگزین سازی آن با انرژی های جدید، تقلیل سهم انرژی هسته ای كشور از 75 به 50 درصد تا سال 2025 میلادی، متوقف كردن یكی از نیروگاه های اتمی قدیمی كشور در طول پنج سال ریاست جمهوری، اعمال مالیات 45 درصدی برای درآمدهای بیشتر از 150 هزار یورو درسال، اعمال تدابیر و اتخاذ سیاست ها در زمینه مالیات ها و لانه های مالیاتی با هدف كسب درآمد 29 میلیارد یورویی، ایجاد 500 هزار واحد مسكونی اعم از دولتی و خصوصی ظرف پنج سال آینده و ایجاد اشتغال به تعداد 60 هزار معلم در سطح آموزش و پرورش كشور ظرف پنج سال با تخصص با 500 میلیون یورو اعتبار از جمله برنامه های وی است. نیز از جمله برنامه های اولاند در عرصه های خارجی عنوان شده است.

پی نوشت ها:

www.yjc.ir

www.rahbordnew.ir

www.isna.ir

+ نوشته شده در  Wed 16 May 2012ساعت 4:43 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

ولسوالی اندخوی

اندخوی یکی از ولسوالی های ولایت فاریاب در شمال افغانستان است. این شهر صنعت و تمدن از گذشته های دور و پر افتخار حکایه میکند. قدمت تاریخی آن به دوره هایی میرسد که اندخوی، انخد، انتخد، الخد و اندخوی نامیده میشد. در دایر المعارف بریتانیکا اسکندر مقدونی بنیان گذار آن قلمداد شده است. احداث بالاحصار اندخوی در سال 328 ق م به این جهانگشا نسبت داده میشود.

اندخوی همانند مناطق همجوارش دوره های پرشکوهی را سپری نموده است. در قرن دوم (160هـ ق) شخصی بنام حارث بن سریج از جانب خلافت مسلمین اداره ولایات خراسان را به عهده گرفت که مقر آن در حدود اندخود بود. در هنگام سلطنت غزنویان شهر اندخوی مسیر مواصلاتی نظامی آنها قرار گرفت.

مردم ولسوالی اندخوی به مشاغل مختلف از جمله مشاغل زراعتی، مالداری، صنایع دستی وغیره مصروف اند. باستان شناسان شوروی سابق طی سال 1969 میلادی مناطق جنوبی و شرقی اندخوی را مناطق نفت خیز شمرده اند. جمعیت آن در سال 2006 میلادی، 41656 نفر اعلام شده است. اندخوی با کشور ترکمنستان همسرحد بوده، بندر آقینه از جمله بنادر مهم تجارتی بین کشور های افغانستان و ترکمنستان درین شهر واقع است. پیداوار مهم آن قالین و پوست قره قل میباشد. زبان اصلی مردم اندخوی اوزبیکی و ترکمنی بوده به زبان دری نیز آشنایی کامل دارند. مردم اندخوی فرهنگ دوستی را از نیاکان خویش به ارث برده اند، بدین لحاظ این ولسوالی با داشتن یک دارالمعلمین، چندین مکاتب لیسه و متوسطه به خود میبالد.

پی نوشت ها:

http://www.junbesh.net/?p=348

+ نوشته شده در  Mon 14 May 2012ساعت 10:58 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

موافقتنامه همکاری‌های درازمدت استراتژیک میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده آمریکا

متن کامل توافقنامه استراتژیک میان آمریکا و افغانستان که ساعت 12 شب گذشته به وقت افغانستان در کاخ ریاست جمهوری با حضور باراک اوباما و حامد کرزی به امضا رسید به شرح زیر است:














بخش اول: دیباچه

دولت جمهوری اسلامی افغانستان (از این پس افغانستان) و دولت ایالات متحده آمریکا (از این پس ایالات متحده) از سال 2001 (1380 هجری شمسی) بدین وسیله در همکاری نزدیک به منظور دفع تهدید‌های متوجه صلح و امنیت جهانی و به هدف کمک به مردم افغانستان برای تامین آینده با امن، دموکراتیک و شکوفا، قرار داشته‌اند که حاصل آن امروز قرار گرفتن افغانستان در مسیر خودکفایی پایدار در امنیت، حکومت داری و توسعه اجتماعی و اقتصادی، و همکاری سازنده در سطح منطقه می‌باشد.

طرفین مراتب قدردانی ‌شان را از توصیه‌های لویه‌ چرگه نوامبر سال 2011 ( ماه عقرب سال 1390) که در بخشی از آن چنین آمده است، ابراز می‌دارند:

«با تاکید روی نیاز به حفظ دستاوردهای ده سال گذشته، احترام به قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان و آزادی بیان و با در نظر داشتن وضعیت حاکم در منطقه، همکاری‌های استراتژیک با ایالات متحده آمریکا، که یک دوست استراتژیک نظام و مردم افغانستان می‌باشد؛ به منظور تامین امنتیت سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور ضروری پنداشته می‌شود. امضای سند همکاری‌های استراتژیک با ایالات متحده آمریکا در همنوایی با منافع ملی افغانستان بوده و از اهمیت زیادی برخوردار است، ... در امضای این سند، افغانستان و آمریکا - طبق منشور سازمان ملل متحد - به عنوان دو کشور مستقل و مساوی شناخته می‌شوند.»

با تاکید بر اراده مشترک‌شان جهت تحقق هرچه بیشتر آرزوی مردم افغانستان برای دستیابی به یک دولت با ثبات، مستقل مبتنی بر قانون اساسی این کشور و ارزش‌های مشترک دموکراتیک، به شمول احترام به حقوق و آزادی‌های اساسی همه زنان و مردان، افغانستان و ایالات متحده آمریکا (از این پس طرفین) تعهد می‌نمایند تا همکاری دراز‌مدت استراتژیک خویش را در زمینه‌های مشترک مورد علاقه به شمول تحکیم صلح، امنیت و مصالحه ملی، تقویت نهادهای دولتی؛ حمایت از توسعه اقتصادی و اجتماعی دراز‌مدت افغانستان و تشویق همکاری منطقوی تقویت کنند. با رعایت اهمیت مداوم تعهدات‌شان در کنفرانس‌های سال 2010 در کابل و لندن (کنفرانس لندن در سال 1388 و کنفرانس کابل در سال 1389) و همچنین کنفرانس بن 2011 (1390)، طرفین بر اراده خویش مبنی بر تقویت نهادهای دولت افغانستان و ظرفیت حکومتداری به هدف گسترش همکاری دراز‌مدت استراتژیک در موضوعات یاد شده، تاکید می‌نمایند.

همکاری میان افغانستان و ایالات متحده بر بنیاد احترام متقابل و منافع مشترک، بخصوص مبتنی بر تحقق آرزوی دو طرف برای صلح استوار می‌باشد. هدف این همکار همانا تقویت تلاش‌های جمعی برای داشتن منطقه‌ای می‌باشد که در آن همگرایی تحقق یافته و دیگر پناهگاه امنی برای القاعده و گروه‌های وابسته به آن نباشد.

افغانستان و ایالات متحده با اعتماد و تعهد به اینکه می‌‌توانند، با توسل به این موافقتنامه یک آینده مبتنی بر عدالت، صلح و امنیت و فرصت‌های لازم را برای مردم افغانستان فراهم آورند به این همکاری می‌پردازند.

احترام به حاکمیت ملی و برابری دولت‌ها تعهدات این همکاری را تشکیل می‌دهد. احترام به حاکمیت قانون و همچنین رعایت صریح و روشن قانون اساسی و تمامی قوانین نافذه افغانستان بنیاد‌های این همکاری را قوت می‌بخشند. طرفین بر تعهد نیرومند‌شان به حاکمیت ملی، استقلال، تمامیت ارضی و وحدت ملی افغانستان، مجددا تاکید می‌دارند.

باید در نظر داشت موارد یاد شده، طرفین بر موارد زیر توافق می‌کنند:

بخش دوم: حفظ و تقویت ارزش‌های مشترک دموکراتیک

1. طرفین موافق‌اند که تعهد استوار به حفظ و تقویت ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشر از پایه‌های بنیادی توافق و همکاری دراز‌مدت شان می‌باشد.

2. با تاکید بر اهمیت محوری‌ ارزش‌ها و اصول قانون اساسی خویش، افغانستان بر تعهدش در راستای حکومت ‌داری فراگیر و کثرت‌گرا به شمول برگزاری انتخابات آزاد، منصفانه و شفاف به گونه‌ای که تمامی مردم افغانستان بتوانند در فضای عاری از مداخلات داخلی یا خارجی در آن شرکت کنند، مجددا تاکید می‌دارد. با درک تعهداتی که در کنفرانس بن 2011 (1390) اعلام شد، افغانستان پروسه انتخابات را تقویت و بهبود می‌بخشد.

3. افغانستان بر تعهدش مبنی بر حمایت حقوق بشری و سیاسی در مطابقت با قانون اساسی و مکلفیت‌های بین‌المللی‌اش به شمول میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، مجددا تاکید می‌کند. در این خصوص، افغانستان تمامیت و ظرفیت نهاد‌ها و پروسه‌های دموکراتیک در کشور را با اتخاذ گام‌های موثر جهت تحکیم بیشتر کفایت و موثریت هر سه قوه دولت مبتنی بر مرکزی بودن نظام حکومتی، و حمایت از شکوفائی یک جامعه مدنی پویا به شمول رسانه‌های آزاد و باز، تقویت می‌کند.

4. افغانستان بر تعهدش مبنی بر اینکه هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است، و نیز تامین حقوق و آزادی‌هایی که قانون اساسی و سایر قوانین افغانستان برای تمامی افغان‌ها تضمین کرده است، مجددا تاکید می‌کند. افغانستان مطابق با احکام قانون اساسی و تعهدات بین‌المللی خود، نقش ارزنده زنان در جامعه را طوری تامین و گسترش می‌دهد که آنها بتوانند از حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدنی و فرهنگی‌شان کاملا برخوردار شوند.

بخش سوم: تحکیم امنیت دراز‌مدت

1. طرفین مجددا تاکید می‌دارند که حضور و عملیات‌های نیروهای ایالات متحده از سال 2001 (1380) بدین سو در افغانستان به هدف شکست دادن القاعده و گروه‌های وابسته به آن بوده است. طرفین به قربانی‌های بی‌شمار و رنج مردم افغانستان در مبارزه علیه تروریسم در طول این سالها، و تهدیدات مداومی را که مانع تحقق آرزوی‌شان برای رسیدن به صلح، امنیت و رفاه شده است، احترام گذاشته و آن را درک می‌کنند. طرفین همچنان از قربانی‌هایی که مردم ایالات متحده در این مبارزه متقبل شده‌اند، قدردانی به عمل می‌آورند.

2. به منظور تحکیم امنیت و ثبات در افغانستان، کمک به صلح و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی، مبارزه با القاعده و وابستگانش، و نیز با هدف افزایش توانمندی افغانستان برای دفاع تهدیدات علیه حاکمیت ملی، امنیت و تمامیت ارضی افغانستان، طرفین به تلاش‌های شان جهت تقویت همکاری نزدیک در اتخاذ تدابیر دفاعی و امنیتی طبق توافقنامه دو جانبه، همچنان ادامه می‌دهند.

الف. تعهدات طرفین در این موافقتنامه و هرگونه تدابیر بعدی دیگر، بر حاکمیت ملی افغانستان در حدود سرزمین‌‌اش و بر حق دفاع مشروع هر یک از طرفین در مطابقت با حقوق بین‌المللی تاثیر‌گذار نمی‌باشد.

ب. طرفین مطابق دستورالعمل‌های داخلی‌شان، روی یک «موافقتنامه دوجانبه امنیتی» مذاکرات را آغاز می‌نمایند. این مذاکرات بعد از امضای این موافقتنامه همکاری استراتژیک آغاز گردیده و در ظرف یک سال نهایی می‌گردد. این موافقتنامه امنیتی جایگزین «توافقنامه چگونگی حضور پرسنل امنیتی و ملی ایالات متحده آمریکا در افغانستان با هدف همکاری برای پاسخ به تروریسم، ارائه کمک‌های بشردوستانه، آموزش و تمرینات نظامی و سایر فعالیت‌های 2003 (مصوب سال 1382) و توافقات و تفاهماتی که طرفین بر مغایرت احکام آن با «موافقتنامه دوجانبه امنیتی» موافقت نمایند، می‌شود.

ج. اجرای عملیات جاری نظامی بر اساس چارچوب‌هایی که شامل تفاهم‌نامه انتقال بازداشتگاه‌های ایالات متحده (منعقده 2012 "1390") و یادداشت تفاهم افغانی ساختن عملیات خاص (منعقده 2012 "1391") می‌شود، تا زمانی ادامه می‌یابد که این چارچوب‌ها توسط "موافقتنامه دوجانبه امنیتی" یا تدابیر دیگر، به موافقه طرفین‌ جایگزین گردند. این تعهد بر وضعیت، تعهدات و تفاهمات شامل چارچوب یاد شده در بالا، تاثیر‌گذار نمی‌باشد.

3. ایالات متحده به منظور کمک در ایجاد یک چارچوب درازمدت همکاری‌های دوجانبه امنیتی و دفاعی، افغانستان را به عنوان «متحد عمده خارج ناتو» تلقی می‌نماید.

4. طرفین بر حمایت نیرومند‌شان از تلاش‌های افغانستان در راستای صلح و مصالحه تاکید می‌نمایند.

الف. افراد و گروه‌هایی می‌توانند شامل روند صلح و مصالحه گردند که: با القاعده قطع رابطه کنند؛ از خشونت دست بردارند؛ و به قانون اساسی افغانستان از جمله ضمانت‌های آن به حقوق همه زنان و مردان این کشور، احترام بگذارند.

ب. افغانستان تاکید می‌دارد تا در تمامی اقدامات و تفاهمات دولتی در خصوص صلح و مصالحه، ارزش‌های مندرج در قانون اساسی افغانستان را رعایت کند.

5. بعد از سال 2014 (1393)، ایالات متحده سالانه منابع پولی را برای حمایت از آموزش، تجهیز، مشورت و تداوم نیروهای امنیتی افغانستان به منظوری درخواست می‌کند تا افغانستان بتواند به طور مستقل امنیت خود را تامین نموده و در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی از خود دفاع کند، تا تروریست‌ها هرگز نتوانند بار دیگر به خاک افغانستان رخنه کرده و تهدیدی را متوجه افغانستان، منطقه و جهان بسازند.

الف. این حمایت باید شامل موارد آتی گردد: (1) کمک در ایجاد امکانات مناسب با در نظر داشت ماهیت متحول تهدیداتی که از سوی طرفین به عنوان خطر علیه ثبات افغانستان تلقی شوند؛ (2) حمایت از تلاش‌هایی که موجب دستیابی دولت افغانستان به یک ساختار پایدار امنیتی گردد؛ و (3) تقویه ظرفیت نهادهای امنیتی افغانستان.

ب. «گروه ‌کاری افغانستان-آمریکا در امور دفاع و امنیت» که در چارچوب این موافقتنامه ایجاد می‌گردد، وظیفه دارد تا سطح تهدیداتی را که متوجه افغانستان و نیز نیازمندی‌های امنیتی و دفاعی این کشور را ارزیابی نموده و به «کمیسیون‌ دوجانبه» در مورد چگونگی همکاری‌های آینده سفارشات مشخصی را ارائه نماید.

ج. کمک به نیروهای امنیتی ملی افغانستان باید طوری ارائه گردد که با معیارهای ناتو سازگاری داشته و اصل «قابلیت تعامل پذیری با نیروهای ناتو» را تقویت کند.

د. طرفین همچنان از کشورهای عضو ناتو می‌خواهند تا با اتخاذ اقدامات عملی برای تطبیق «اعلامیه همکاری‌های دراز مدت بین ناتو و دولت جمهوری اسلامی افغانستان» منعقد در نوامبر سال 2010 (عقرب سال 1389) نشست ناتو در لیسبون، توانائی‌های امنیتی افغانستان را پس از سال 2014 (1393) تداوم و بهبود بخشند.

6. افغانستان به منظور مبارزه با القاعده و وابستگان آن، آموزش نیروهای امنیتی ملی این کشور، و اجرای سایر ماموریت‌هایی که برای تحکیم منافع مشترک امنیتی از سوی طرفین تشخیص می‌گردند، تداوم دسترسی قوای ایالات متحده به تاسیسات افغانستان و استفاده از آن تاسیسات را الی سال 2014 (1393) میسر می‌سازد و پس از آن طوریکه در "موافقتنامه دوجانبه امنیتی" مورد توافق واقع شود، عمل خواهد شد.

الف. ایالات متحده بر احترام کامل خویش به حاکمیت ملی و استقلال افغانستان تاکید نموده و تعهدش به چارچوب روند انتقال و تحقق کامل انتقال مسئولیت‌های امنیتی به افغانستان را مجددا تصریح می‌دارد. ایالات متحده یک بار دیگر تاکید می کند که در جستجوی ایجاد تاسیسات دایمی نظامی در افغانستان نبوده و در پی حضوری نیست که تهدیدی را متوجه همسایگان افغانستان بسازد.

ب. ایالات متحده تعهد می‌نماید که از سرزمین و یا تاسیسات افغانستان به عنوان نقطه آغاز حملات علیه کشورهای دیگر استفاده نمی‌کند.

ج. چگونگی و گستره حضور و عملیات‌های نیروهای ایالات متحده در آینده در افغانستان و وجایب دو کشور در این رابطه باید در «موافقتنامه دوجانبه امنیتی» مشخص گردند.

7. طرفین تبادل را به هدف مقابله با تهدیدات مشترک، از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و پولشویی، افزایش می‌دهند.

8. طرفین همچنان بر حمایت‌شان برای بهبود هماهنگی و همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای تاکید می‌ورزند. طرفین تصریح می‌کنند که تولید مواد مخدر، قاچاق و استفاده غیرمجاز از آن تهدید بزرگی را متوجه امنیت و اقتصاد مشروع افغانستان ساخته و همچنان امنیت منطقه و سلامت جهان را به مخاطره می‌اندازد. هر دو طرف مصمم‌اند تا برای محو این تهدید، با هم در افغانستان، منطقه و با کشورهای همسایه، همکاری نمایند.

9. با درک اینکه ثبات افغانستان در ترقی و ثبات آسیای جنوبی و آسیای مرکزی نقش دارد، ایالات متحده تاکید می‌کند که هرگونه تجاوز بیرونی علیه افغانستان را موجب نگرانی شدید خود می‌پندارد. در صورت وقوع چنین رویدادی، طرفین باید هرچه عاجل در مشورت با هم، پاسخ مناسبی را به شمول اقدامات سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی، به توافق هر دو طرف و در مطابقت با احکام قوانین اساسی‌شان، طرح و تطبیق کنند.

بخش چهارم: تقویت امنیت و همکاری‌های منطقوی

1. طرفین بر اهمیت روابط دوستانه و موثر میان افغانستان و همسایگانش موافق بوده و تاکید می‌دارند که این روابط باید بر اساس احترام متقابل، برابری و عدم مداخله در امور یکدیگر استوار باشد. هر دو طرف از تمامی کشورها می‌خواهند تا به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان احترام گذاشته و از مداخله در امور داخلی و پروسه‌های دموکراتیک افغانستان اجتناب ورزند.

2. با در نظر داشت اهمیت همکاری‌های منطقوی جهت تحکیم امنیت در منطقه، طرفین با کشورهای منطقه، سازمان‌های منطقه‌ای، ملل متحد و سایر نهادهای بین‌المللی در برابر تهدید‌های تشخیص شده از سوی طرفین، از جمله شبکه‌های تروریستی؛ جرایم سازمان‌یافته؛ قاچاق مواد مخدر؛ و پولشویی همکاری جدی می‌کنند.

3. طرفین به منظور تقویت ثبات و رفاه منطقوی و احیای نقش تاریخی افغانستان به حیث پل ارتباطی آسیای مرکزی، جنوبی و شرق میانه به گونه آتی همکاری می‌نمایند:

الف. تقویت بیشتر ابتکارات کنونی و بعدی در منطقه از قبیل موافقتنامه‌های تجارت و ترانزیت و ایجاد سهولت در تطبیق آنها؛

ب. تقویت هماهنگی و مدیریت مرزهای میان افغانستان و همسایگانش؛

ج. توسعه ارتباطات حمل و نقلی، ترانزیت و شبکه‌های انرژی در منطقه از طریق تطبیق پروژه‌ها بشمول پروژه‌های زیربنائی، در سراسر افغانستان.

د. بسیج حمایت بین‌المللی برای جلب سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای که موجب همگرائی افغانستان با منطقه می‌گردد.

بخش پنجم: توسعه اقتصادی و اجتماعی

1. طرفین موافق‌اند که توسعه منابع بشری و طبیعی افغانستان برای ثبات منطقوی، رشد اقتصاد پایدار و احیای افغانستان در پیش بیش از سه دهه جنگ، حیاتی است و نیز توافق‌ دارند که افغانستان در سال‌های پس از "انتقال" همچنان نیازمندی‌های مالی مبرم، خاص و مداوم خواهد داشت که عواید داخلی به تنهایی پاسخگوی آن نمی‌باشد. در این خصوص، ایالات متحده بر تعهدش در کنفرانس 2011 (1390) بن مبنی بر اینکه کمک‌های مالی‌اش در راستای توسعه اقتصادی و کمک در رفع کمبود بودیجوی افغانستان، در مطابقت با پروسه کابل به هدف حفظ دستاوردهای یک دهه گذشته، تامین غیرقابل برگشت روند انتقال و خود‌کفائی افغانستان به کار رود، مجددا تاکید می‌کند.

2. در بعد اقتصادی:

الف. طرفین به مساعی خود جهت تحکیم و توسعه اقتصاد بازار و همکاری‌های دراز‌مدت به هدف رشد مداوم اقتصاد افغانستان در روشنی قانون اساسی و واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی افغانستان، ادامه می‌دهند.

ب. با توجه به اولویت‌های افغانستان، ایالات متحده در تقویت بنیاد اقتصادی، حمایت از توسعه پایدار و خود‌کفایی افغانستان مخصوصا در زمینه تولیدات قانونی زراعی؛ ایجاد زیربنا در بخش‌های حمل و نقل، تجارت، ترانزیت، آب و انرژی؛ تقویت مدیریت مسئولانه منابع طبیعی؛ و ایجاد نظام نیرومند مالی که برای تداوم سرمایه‌گذاری خصوصی لازم می‌باشد؛ کمک می‌کند.

ج. به هدف تشویق تجارت و توسعه بخش خصوصی، طرفین در استفاده روزافزون از سند موسوم به «سیستم عمومی ترجیحات»، مشترکا تلاش می‌کنند. علاوه بر این، به منظور تشویق سرمایه‌گذاری، ایالات متحده مصمم است که اداره سرمایه‌گذاری‌های خصوصی در خارج، بانک صادرات و واردات ایالات متحده و اداره تجارت و توسعه ایالات متحده را بسیج نموده تا فعالیت‌های بخش خصوصی ایالات متحده در افغانستان را حمایت و تشویق نمایند. افغانستان نیز از طریق نهاد‌های مربوطه، از توسعه بخش خصوصی خویش حمایت می‌کند.

د. طرفین بر آرزوی‌شان تصریح می‌دارند که مردم افغانستان باید استفاده کننده اصلی منفعت‌های منابع طبیعی کشور‌شان باشند. ایالات متحده از تلاش‌های افغانستان در جهت مدیریت ثروت منابع طبیعی از طریق ایجاد یک چارچوب پاسخگو، موثر، کارا و شفاف با استفاده از بهترین روش‌های بین‌المللی و تقویت این روشها، حمایت می‌کند.

3. در بعد اجتماعی: طرفین تلاش‌های مداوم را مشترکا جهت کمک به ارتقای ظرفیت‌ بشری افغانستان، با استفاده از اقدامات زیر انجام می‌دهند:

الف. دسترسی و ارتقای کیفیت تعلیم و تربیت، از جمله تحصیلات عالی و آموزش‌های حرفه‌ای برای تمامی افغانها در بخش‌های کلیدی؛ و

ب. دسترسی به خدمات اساسی بهداشتی و مراقبت‌های تخصصی (از جمله دستیابی‌ زنان و اطفال به این خدمات)

4. طرفین بر اهمیت حیاتی مبارزه با فساد اداری تاکید می‌نمایند.

الف. طرفین در برابر تمامی انواع و اشکال فساد اداری قاطعانه مبارزه می‌کنند؛

ب. طرفین میکانیزم‌هایی را جهت ارتقای موثریت کمک‌ها ایجاد نموده و با اتخاذ شیوه‌های بهتر تدارکات، شفافیت و پاسخگویی، از فساد اداری جلوگیری می‌کنند؛

ج. افغانستان نهاد‌های مبارزه با فساد را تقویت بخشیده و قوانین مربوط را به اساس ضرورت در مطابقت با تهعدات ملی و بین‌المللی‌اش، بازنگری و تطبیق می‌کند.

د. افغانستان سیستم مالی خود را با تطبیق سفارشات گروه کاری عملیات مالی آسیا اقیانوسیه در خصوص مبارزه با پولشویی و تجهیز تروریسم، محافظت و تحکیم می‌بخشد.

5. ایالات متحده و افغانستان به همکاری‌های شان به منظور توسعه افغانستان از جمله ارائه کمک سالانه اقتصادی و اجتماعی از جانب ایالات متحده به افغانستان، متناسب با اهمیت استراتژیک همکاری میان دو کشور، ادامه می‌دهند.

الف. برای رسیدن به این هدف، ایالات متحده سالانه منابع مالی را جهت ارائه مساعدت اقتصادی و اجتماعی به افغانستان، تقاضا می‌نماید. ایالات متحده همچنان از تلاش‌های افغانستان برای جلب و تشویق سرمایه‌گذاری بین‌المللی و حمایت از بخش خصوصی افغانستان که برای تحقق یک افغانستان و منطقه امن، مرفع و صلح‌مند حیاتی است، حمایت می کند.

ب. با تاکید بر تعهداتش در کنفرانس‌های سال 2010 در کابل و لندن (کنفرانس لندن در سال 1388 و کنفرانس کابل در سال 1389)، (پس از این کنفرانس‌ها)، ایالات متحده یکبار دیگر به تعهد خویش تاکید می‌کند که حداقل 50 درصد کمک‌های اقتصادی و اجتماعی خود به افغانستان را از طریق میکانیزم‌های بودجوی حکومت افغانستان به مصرف برساند. طرفین این تعهد را از طریق کمیسیون‌ دوجانبه افغانستان-ایالات متحده که بر اساس این موافقتنامه تشکیل می‌گردد، در اوقات معین مورد بازنگری قرار می‌دهند تا به این ترتیب درصد کمک‌هایی که از طریق میکانیزم‌های بودجه‌ای حکومت افغانستان پس از سال 2012 (سال 1391) به مصرف می‌رسد، افزایش یابد.

ج. ایالات متحده بر تعهد خویش در کنفرانس سال 2010 (سال 1389) کابل مجددا تاکید می‌دارد که کمک‌های توسعه خود به افغانستان را همچنان همسو با برنامه‌های دارای اولویت ملی، طبق توافق قبلی طرفین، طوری تنظیم نماید که تا ختم سال 2012 (ماه جدی سال 1391) هشتاد درصد کمک‌های ایالات متحده در سازگاری با این برنامه‌ها به مصرف برسد. ایالات متحده موافق است تا آن مقدار از کمک‌های انکشافی‌اش را که در همنوائی با برنامه‌های دارای اولویت ملی افغانستان به مصرف نمی‌رسند بگونه شفاف به مصرف رسانده و در مصرف آن با دولت افغانستان مشورت کند.

د. این تعهدات وابسته به اقدام حکومت افغانستان در ایجاد میکانیزم‌ها و پیشرفت‌ها در راستای تامین شفافیت و پاسخگویی مالی، افزایش در مصرف بودجه، بهبود در جمع‌آوری عواید، تقویت سیستم‌های مدیریت مالی عامه و سایر اقدامات دوجانبه می‌گردد که جهت ارزیابی اجراآت و پیشرفت‌ها بر آن از قبل توافق شده است. این اقدامات همچنان شامل تعهداتی می‌گردد که در "کنفرانس‌ها" روی آن توافق شده‌اند.

6. طرفین روابط دیرینه بین مردمان و جوامع مدنی‌شان را با تلاش‌های گسترده، از جمله تنظیم برنامه‌ها برای جوانان و زنان؛ و همکاری بین پوهنتون‌ها و نهادهای تحصیلات عالی، تقویت می‌نمایند.

7. ایالات متحده تبادلات و سایر فعالیت‌ها، از جمله ارائه فرصت‌های آموزشی مانند برنامه بورسیه تحصیلی و برنامه آموزش مهارت‌های رهبری برای مهمانان بین‌المللی را توسعه و تقویت می‌نماید.

8. طرفین همچنان در حمایت از نهادهای فرهنگی و حفظ میراث فرهنگی افغانستان همکاری می‌نمایند.

بخش ششم: تقویت نهادها و حکومتداری در افغانستان

1. طرفین برای بهبود ظرفیت‌ بشری در نهادهای مهم دولت افغانستان همکاری می‌نمایند. کمک ایالات متحده باید بر اساس اولویت‌های حکومت افغانستان و مبتنی بر نیاز‌هایی باشد که از سوی طرفین مشترکا شناسایی شده است.

2. افغانستان امور حکومتداری را با بالا بردن میزان پاسخگویی و شفافیت در نهادهای سه‌گانه (اجرائیه، مقننه و قضائیه) بهبود می‌بخشد، تا آنها بتوانند نیازمندی‌های مدنی و اقتصادی مردم را بهتر رفع کنند. افغانستان همچنان طبق قوانین نافذ خود، کفایت کاری و پاسخگویی را در همه سطوح حکومت تقویت نموده و اطمینان حاصل می‌نماید که این ادارات و نهادها بر اساس طرز‌العمل‌های درست و عادلانه متناسب با معیارهای ملی ارائه حداقل خدمات و کارشان را انجام دهند.

3. ایالات متحده در تقویت ظرفیت، خودکفائی و افزایش تاثیر نهادهای دولت افغانستان و توانمندی آنها در ارائه خدمات اساسی، از حکومت افغانستان حمایت می‌کند.

4. طرفین با هم مشترکا کار می‌نمایند تا «ساختار‌های موازی» به شمول تیم‌های بازسازی ولایتی و تیم‌های موسوم به "باثبات سازی ولسوالی‌ها"، طبق چارچوب پروسه انتقال از میان برداشته شوند.

بخش هفتم: تدابیر و میکانیزم‌های تطبیق موافقتنامه

1. طرفین به منظور توسعه همکاری‌ها و نظارت بر پیشرفت‌ها در تطبیق این موافقتنامه‌، یک کمیسیون دوجانبه افغانستان-ایالات متحده و میکانیزم‌های لازم را ایجاد می‌کنند.

الف. این کمیسیون از جانب وزرای خارجه هر دو کشور و یا نمایندگانشان، ریاست گردیده و جلسات آن هر شش ماه یک بار به صورت دورانی در کابل و واشنگتن دایر می‌گردد.

* مجمع‌های موجود دوجانبه، مانند مجمع مشورتی امنیتی دوجانبه افغانستان_ ایالات متحده، باید در چارچوب‌ این ساختار مدغم گردند.

ب. یک کمیته اجرایی مشترک چگونگی کار گروه‌های کاری دایمی کارشناسان را که برای تطبیق این موافقتنامه تشکیل می‌شوند، رهبری کرده و در مورد به وزرا گزارش می‌دهد.

* این گروه‌های کاری از جانب وزرای مربوط یا نمایندگان‌شان، ریاست گردیده و به عنوان مرجعی برای مشورت‌های منظم میان مقامات ارشد روی مسایل مشترک مورد علاقه مطرح عمل می‌کند. این مسایل به علاوه موارد دیگر شامل: تامین امنیت دراز‌مدت، حمایت از توسعه اجتماعی، اقتصادی و روند دموکراسی، و نیز تقویت نهادهای دولتی و حکومتداری در افغانستان می‌شوند.

ج. جلسات کمیته مشترک اجرایی به منظور ارزیابی تهدیدات مشترک و گفت‌وگو روی مسایل منطقوی مورد علاقه نیز به شکل منظم دایر می‌گردد.

2. طرفین از طریق کمیسیون‌ دوجانبه، سطح حمایت و کمک‌ها را مشترکا تشخیص می‌نمایند.

3. افغانستان و ایالات متحده می‌توانند جهت تطبیق موافقتنامه، به تدابیر با توافقات بیشتر در صورتی که لازم و مناسب پنداشته شود، مطابق به قوانین و مقررات مربوطه دو کشور متوسل‌ شوند.

بخش هشتم: احکام نهایی

1. این موافقتنامه بعد از آن نافذ می‌گردد که طرفین از مجرای دیپلماتیک در مورد تکمیل شرایط قانونی داخلی‌شان که به منظور انفاذ این موافقتنامه الزامی می‌باشد، به یک دیگر اطلاع بدهند. این موافقتنامه تا پایان سال 2024 میلادی (سال 1404 هجری شمسی) دارای اعتبار است. طرفین می‌توانند با موافقت کتبی مشترک، شش ماه قبل از تاریخ انقضا، این موافقتنامه را برای یک دوره دیگر طبق توافق قبلی تمدید نمایند. این موافقتنامه می‌‌تواند با موافقت کتبی هر دو طرف در هر زمانی تعدیل یا فسخ گردد و هر یک از طرفین می‌تواند در مورد تصمیم‌اش برای فسخ این موافقتنامه یادداشت کتبی ارایه نماید، که در آن صورت این موافقتنامه برای مدت یک سال پس از ارایه این یادداشت اعتبار دارد.

2. تمامی اقداماتی که طبق مفاد این موافقتنامه اجرا می‌گردد باید در مطابقت با تعهدات و تعهدات بین‌المللی طرفین قرار داشته باشد. هرگونه همکاری طبق احکام این موافقتنامه تابع قوانین و مقررات دو طرف، به شمول قوانین نافذه تخصیص بودجه، می‌باشد.

3. هرگونه منازعات ناشی از تطبیق این موافقتنامه از طریق مشورت‌های دیپلماتیک میان طرفین حل و فصل می‌گردد.

این موافقتنامه از جانب روسای جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده آمریکا به تاریخ ماه سال 2012 (ماه سال 1391) در شهر در سه نسخه به زبان‌های پشتو، دری و انگلیسی، که هر سه دارای اعتبار مساوی می‌باشند، امضا گردید.

از جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان از جانب دولت ایالات متحده آمریکا

+ نوشته شده در  Sun 6 May 2012ساعت 11:54 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

بیانیه خانم کارگر در محفل فراغت شاگردان در ولسوالی اندخوی

خواهران گرامی، خانواده محترم معارف، شاگردان عزیز وحضار محترم

بنام خدا و با درود به شهدای راه وطن

خرسندم که امروز به مناسبت فراغت آموزشگاه محترم با چهره های مملو از خوشی وامید به آینده اینجا گردهم جمع شده ایم.

جای افتخار است که اندخوی باستان با سابقه علمی بسیار زیاد موسسات ونهاد های علمی را بخود جا داده است. این نشانگر موقعیت بسیار مهم و تاریخی این جغرافیا و نشانگر شهروندان نخبه، علم پرور وفرهنگ دوست این سرزمین میباشد.

از زمانی که من اندخوی را شناختم، روابط فرهنگی وتاریخی آنرا مطالعه نمودم، علاقمندی ودلچسپی ام هر روز بیشتر از پیش افزوده میشود، چون غنامندی فرهنگی وعلاقمندی مردم به فرهنگ مرا واداشته تا هر روز به معلوماتم بیفزایم. بسیار به افتخار میخواهم عنوان کنم که فعالیت های فرهنگی، علمی و ادبی که در اندخوی جریان دارد حتی در بعضی از ولایات کم پیداست.

شخصیت های اندخوی همیشه بعنوان کدر های فعال وبرجسته در تمام حرکت ها و جنبش های فرهنگی، سیاسی، انقلابی واجتماعی درتاریخ پر از فراز ونشیب کشور نقش های عمده وکلیدی را ایفا نموده اند. کریم نزیهی جلوه اندخوئی در جنبش مشروطیت افغانستان را میتوان طور مشت نمونه خروار یادآور شد.

ویا بعد از تحولات اخیر شما شاهد هستید که در هر دوره تشکیل کابینه، ما نه تنها یک بلکه چندین وزیر از اندخوی داشتیم، امروز نیز دو وزیر در کابینه کنونی داریم. نمایانگر زحمت کشی، عرق ریزی بخاطر تربیه سالم ودرست معلمین اندخوی به تربیه اولاد وطن ونسل جدید است. در میان ولسوالی ها افغانستان ریکارد قایم کرده است.

من از تمام والدین شاگردان بصورت بسیارجدی میخواهم اولاد شان را تا حدی که میتوانند روانه موسسات تعلیمی وتحصیلی نمایند تا آینده درخشان فامیل، اندخوی وسرزمین خویش را تضمین نمایند. خصوصا اجازه دهید تا تحصیلات عالی را بخوانند.

جوانان عزیز

آینده افغانستان را شما رقم میزنید، صادقانه ودلسوزانه بکوشید تا وطن خویش را از بدبختی ها نجات دهید، از خودگذری داشته باشید و همیشه بیاموزید.

دراخیر از برگزار کنندگان این محفل اظهار امتنان وسپاس به عمل آورم. تشکر بسیار زیاد که ما را خبر کردید. موفق وسرفراز باشید.

زنده باد افغانستان

پاینده باد عدالت اجتماعی

 

+ نوشته شده در  Sat 28 Apr 2012ساعت 2:29 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

هفت ثور و هشت ثور

افغانستان در قرن بیست و یک فراز و نشیب های عظیم تاریخی را تجربه کرده است که از آن جمله هفت ثور و هشت ثور روز های فراموش ناشدني در اقلیم سیاسی این کشور محسوب می گردند. هفت ثور سال 1357 و هشت ثور سال 1371 دو رويداد متقابل در تاريخ افغانستان است، اما از نظر پيامد براي قربانيان و آسيب ديدگان اين جنگ ها از هم تفاوتي ندارد.

در هفتم ثور سال 1357 خورشیدی، حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبری نور محمد تره کی که از حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق برخوردار بود، برعلیه رژیم داود خان دست به کودتا زد و پس از تصرف ارگ ریاست جمهوری به حکومت داود خان پایان داد.

برنامه هاي عادي راديو در همان روز قطع شد و پخش آهنگ هاي ملي ادامه يافت. ساعت هفت شب اسلم وطنجار در رادیو اعلان کرد: "براي اولين بار در تاريخ افغانستان به آخرين بقاياي سلطنت، ظلم و استبداد و قدرت خانواده نادري پايان داده شد و تمام قدرت دولتي به مردم انتقال يافت. قدرت دولتي اكنون در دست شوراي نظامي-انقلابي است."

اما انقلاب هفت ثور بر خلاف جریان انقلاب در دیگر کشور ها که رهایی مردم و کشور از استبداد٬ تحجر و فقر و رسیدن به آزادی٬ رفاه و عدالت اجتماعی را به همراه دارد، به ویرانی کشور، تباهی مردم و آغاز جنگ های داخلی در افغانستان منجر گردید.

خشت اول گر نهد معمار کج

تا ثـریـا می رود دیـــوار کـــج

داوود خان با تعداد 17 نفر از اعضاي خانواده اش، از شناخته شده ترين قربانيان حادثه هفت ثور است. گرچه زماني که نخستين رئيس جمهور شاه منش افغانستان با خانواده اش، به عنوان معروف ترين افراد اين کشور توسط کودتاچيان سر به نيست گرديدند، گمان نمي رفت پيامدهايي تا اين حد خونين در انتظار حادثه هفت ثور است و اما زماني که مردم عادی این سرزمین توسط حکومت برآمده از کودتا به طور دسته جمعي با بلدوزر ها زنده به زیر خاک افگنده شدند، هویدا گردید که سلسله اي از حوادث ترسناک و تکان دهنده افغانستان را احاطه نموده است.

مامورین ومسئولین سازمان جاسوسی رژیم بدون داشتن حکم محکمه و مجوز قانونی به هر خانه و دفتری داخل می شدند و افراد را به جرم های بیشماری که در ذهن خود داشتند بازداشت میکردند و به زندانها می کشانیدند. جرمی را که آنها برای دستگیری و زندانی کردن بهانه می آوردند فهرست طویلی داشت: اخوانی، نماینده ی امپریالیزم، مرتجع، ضد انقلاب، ملاک، خان، فیودال، اشراف زاده، افراطی چپ، اشرار وغیره. در مجازات زندانیان بجای قاضی و محکمه، خود تصمیم میگرفتند.

از طرف دیگر حاکمیت رژیم خلقی ها در کشور، زمینه بروز خشونت ها و مداخلات بیشتر خارجی ها به ویژه شماری از کشورهای همسایه و قدرت های بزرگ جهانی در افغانستان مساعد شد. شماری از کشورهای همسایه و قدرت های بزرگ جهانی که مخالف گسترش قدرت روسيه شوروي بودند، از زمینه های به وجود آمده در افغانستان استفاده کرده و گروه های بزرگ و کوچکی را به منظور  مبارزه با رژیم خلقی ها در بیرون از کشور شکل داده و حمایت کردند.

به این ترتیب حکومت وقت توانست با حمایت مستقیم شوروی سابق حدود چهارده سال دوام کند. با خروج نیرو های روسی از افغانستان در سال 1368 و به دنبال آن فروپاشی نظام کمونیستی شوروی و تقسيم این کشور به چندین کشور مستقل دیگر، سطح حمایت های شوروی از حکومت افغانستان رو به کاهش گذاشت و از سوی دیگر کمک به مجاهدین برای پیروزی کامل بیشتر شد تا بالاخره با آغاز سال 1371 روند سقوط رژیم داکتر نجیب الله با سقوط مناطق مختلف کشور به شکل پی در پی سرعت یافت و به تاریخ 8 ثور 1371 شهر کابل به طور آرام به تصرف مجاهدین در آمد. داکتر نجیب الله به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناهنده شد و مجاهدین از تنظیم های مختلف شهر کابل را به تصرف خود در آوردند.

با آن که پس از سقوط رژیم داکتر نجیب الله در هشتم ثور توسط مجاهدین، مردم انتظار داشتند که نظامی بر مبنای حاکمیت قانون و ارزش های اسلامی به وجود آید اما رویداد هشتم ثور 1371، خشونت هاي تازه اي خلق كرد و سرنوشت مردم را تلخ تر از وقايع هفتم ثور 1357 رقم زد. مدتي بعد از از آغاز حكومت مجاهدین، جنگ های گروهی آغاز شد و گسترش يافت. برخورد های تنظیمی نیز به شدت در گوشه و کنار کشور آغاز گردید. این برخوردها در شهر کابل شدیدتر از هر جای دیگر افغانستان بود.

عده زیادی از مجاهدین، جنگ های داخلی بعد از 1371 را نتیجه دست اندازی های خارجی ها می دانند و به این عقیده هستند که کشور های همسایه برای تثبیت منافع شان و طرفداری از تنظیمی خاص به بحران داخلی بیشتر دامن می زدند. ولی تعداد دیگر نیز عدم وجود یک برنامه برای کسب مشروع قدرت و بی اعتمادی تنظیم ها به همدیگر را بیشتر از هر مساله دیگر دخیل می دانند.

به این ترتیب دوران حکمروایی مجاهدین نیز با ظهور طالبان به سر آمد ولی جنگ هاي دوران حکومت مجاهدین جزو تلخ ترین دوران تاریخ افغانستان به شمار مي روند.

صرفنظر از بازیگران و صحنه گردانان حوادث هفت و هشت ثور، به نظر می رسد فعل و انفعالات عظیم ناشی از حوادث هفت و هشت ثور تغییرات شگرف و اساسی را در ساختار اجتماعی افغانستان به بار آورده اند.

تحرکات عظیم اجتماعی بدنبال حوادث هفت و هشت ثور تکوین و فراگیری مفکوره جدید ملی گرایی را در گروه های بزرگ اجتماعی افغانستان بر اساس حقوق برابر افراد، پذیرش هویت های مختلف و متنوع و مشارکت این خرده هویت ها در یک هویت مشترک ملی پی ریزی کرده است. به نظر می رسد این تغییرات اجتماعی - فرهنگی در میان گروه های میلیونی مردم افغانستان به گونه ای ریشه دوانده است که دیگر فرمول ها و معادلات سیاسی پیشین پاسخگوی نیازهای جدید آنان نباشد. برای تحکیم و تداوم ثبات و امنیت و تقویت نهادهای دولتی و افزایش اقتدار ملی در افغانستان نمی توان چشم ازین تغییرات ساختاری عمیق و گستردهء اجتماعی- فرهنگی بست. 

+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2012ساعت 1:49 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

حملات تروریستی اخیر

براساس ارقام ارایه‌ شده از سوی وزارت امور داخله، حملات شورشیان مسلح که به‌طور هم‌زمان به نقاط مهمی در ولایات کابل، ننگرهار، لوگر و پکتیا بعد از ظهر روز یک‌شنبه، بیست و هفتم حمل، آغاز شد و بامداد روز دوشنبه خاتمه یافت، چهل و هفت کشته و شصت و پنج زخمی برجای گذاشته است.


ساختمان پارلمان، سفارت‌خانه‌های روسیه، آلمان، بریتانیا، جاپان و هم‌چنین مراکز استقرار نیروهای بین‌المللی در ساحه وزیر اکبرخان از جمله اهداف مهم مهاجمان در کابل بوده‌اند. هم‌چنین در ولایت ننگرهار، ساختمان دفتر بازسازی این ولایت نیز از جمله اهداف مهاجمان بوده است.

طالبان مسوولیت انجام این حملات را به عهده گرفته‌اند، اما مقام‌های امنیتی می‌گویند که یک‌تن از مهاجمان که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است، اعتراف کرده که این حملات از سوی شبکه تروریستی حقانی طراحی شده بود.

من، رنگینه "کارگر" منحیث عضو پارلمان افغانستان حملات تروریستی اخیر را به «شدیدترین الفاظ» محکوم و از شجاعت و فداکاری نیروهای امنیتی کشور که سریعا و به موقع وارد عمل شدند و تروریستان را از پا در آوردند تمجید مینمایم. نیروهای امنیتی کشور با این عملکردشان ثابت ساختند و به مردم افغانستان اطمینان دادند که می‌توانند از خاک خود موفقانه دفاع نمایند.

همچنان از نیروهای امنیتی به‌خاطر این که توانستند با دقت از تلفات بیشتر غیرنظامیان جلوگیری نموده و اوضاع را کنترول کنند نیز قدردانی مینمایم.

 

+ نوشته شده در  Tue 17 Apr 2012ساعت 11:45 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

ولایت فاریاب

ولایت فاریاب یکی از ۳۴ ولایت افغانستان است که مساحت آن ۲۰٬۲۹۳ کیلومتر مربع میباشد. جمعیت ولایت فاریاب در سال 2009،  ۹۰۰٫۰۰۰ نفر تخمین شده است. فاریاب در فارسی به معنی "سرزمین آبیاری شده" است.

مرکز این ولایت شهر میمنه بوده و ولسوالی های آن عبارت اند از:

·         ولسوالی پشتون کوت

·         ولسوالی قیصار

·         ولسوالی بلچراغ

·         ولسوالی شیرین تگاب

·         ولسوالی دولت آباد

·         ولسوالی داری قرم قول

·         ولسوالی خان چارباغ

·         ولسوالی اندخوی

·         ولسوالی قرغان

·         ولسوالی داری المار

·         ولسوالی داری کوهستان

·         ولسوالی گرزیوان

·         ولسوالی خواجه سبز پوش

اقلیم آب و هوا:

 ولایت فاریاب اقلیم معتدل، نیمه صحرایی و کوهستانی دارد. زمستان این ولایت نسبتاً سرد بوده دارای بارنده گی میباشد.

وضعیت فرهنگی:

ولایت فاریاب از فرهنگ غنی برخوردار است. این سرزمین در گذشته مهد پرورش شاعرانی چون ظهیر فاریابی بوده است. هزاران جوان پسر و دختر در مکاتب و فاکولته های این ولایت درحال تحصیل اند.

 وضعیت ورزشی:

 بزکشی ، پهلوانی، کشتی گیری و نیزه زنی در این ولایت بسیار معروف است و همچنان سپورت فوتبال از ورزشهای مهم در این ولایت میباشد.

پیداوار مهم این ولایت:

معروف ترین پیداوار این ولایت عبارت از قالین، گلیم ، پوست قره قول، چهارمغز، گندم، تربوز، خربوزه، شیرین بویه، کشمش، بادام، کنجد وغیره میباشد.

 معادن و ذخایر فاریاب:

 ذخایر پطرول، آهن و معادن  نمک، سنگ رخام و سنگ مرمر درین ولایت موجود است.

+ نوشته شده در  Thu 12 Apr 2012ساعت 12:3 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

به مناسب تجلیل از سالگرد امیر علی شیر نوایی

 بیانیه خانم رنگینه کارگر در محفل تجلیل از سالگرد امیر علی شیر نوایی در ولسوالی اندخوی

 

ولسوال صاحبان، خواهران شجاع، علما اکرام، محاسن سفیدان وحضار گرامی؛

با درود به روان پاک حضرت امیر علی شیر نوائی وشهدای راه آزادی وطن

اسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته

خرسندم که امروز بمناسبت تجلیل از سالگرد امیرعلی شیر نوائی یکی از شخصیت های معروف تاریخ وادبیات ترکی به اینجا جمع شده ایم.

امیرالکلام امیر علی شیر نوائی، متفکر بزرگ، شاعر، ادیب ونویسندۀ چیره دست، مرد سیاسمتدار وشخصیت نامدار وشناخته شده جهانی که درست قبل از 571 سال از امروز در یک خانواده متدین وروشنفکر متولد گردیده، از چهار سالگی آغاز به تحصیلات نموده ودر ده سالگی به شعر گوئی آغازیده، به نابغه مشرق زمین مشهور گشته است.

آن حضرت که بزبان های ترکی چغتائی  وفارسی شعر می سرده، در نبشته هایش توده ها را گاندی گونه به نیکی، راستی، تقوا وآموزش وپرورش فرا خوانده است.

او که سیاستمدار ورزیدۀ زمان خود بود، بعد از اینکه به مقام وزارت رسید از حضور تعداد شاعران، ادیبان وهنرمندان در دربار سلطان بشکل بی سابقه افزوده شد، حمایت میکرد. همچنان درآن دوران توانسته بود اضافه از 370 باب مکتب، شفاخانه، پل، مسجد ومدرسه بنا نماید وبر اثر تشویق وحمایت او صنایع ظریفه وموسیقی پیشرفت قابل ملاحظۀ داشته است. نشانگر خدمات خستگی ناپذیر آن حضرت میباشد.

جهت ادامه راه آن حضرت بزرگوار، ما خواهان توجه جدی به ماده شانزدهم قانون اساسی کشور که در آن دولت را مکلف به تقویت زبان های ازبکی وترکمنی نموده است، میباشیم. امیدواریم در سیستم تعلیمی وتحصیلی کشور به این مسئله توجه جدی صورت گیرد تا زمینه رشد زبان آن حضرت بیشتر از پیش مساعد گردد.

ما مجموع وکلا از طریق کمیسیون امور فرهنگی ، تحصیلات عالی و معارف ولسی جرگه تلاش جدی خواهیم کرد تا به این هدف ملی برسیم. بجا خواهد بود یاد آور شوم که رهبری جمهوری اسلامی افغانستان نیز با درک اهمیت این موضوع بعد از تصویب قطعه نامه 7 ماده ئی که چند سال قبل طی سیمیناری بمناسبت سالگرد تولد حضرت امیر در کابل برگزار گردیده بود، آرامگاه آن مقام معنوی را  با موافقت یونسکو وبا حمایت کشور همسایه ازبکستان بازسازی نماید.

 

 

حضار گرامی؛

دورۀ شانزدهم ولسی جرگه شورای ملی  از آغاز به مشکلات داخلی مواجه شده، نتوانست به وظایف اساسی خود رسیدگی نماید. من به عنوان جزی از یک کل باید جرئت نموده، اعتراف نمایم که متاسفم. اما تا حد واندازه که در توان ما بوده، تلاش کردیم تا در خدمت شهروندان خویش باشیم.

جهت تأمین امنیت که وظیفه اساسی دولت است، ازدیاد کمیت وکیفیت نیروی امنیتی به این ولایت را، من همیشه پیشنهاد وتاکید کردم، یا پولیس محلی تشکیل شود ویا پولیس ملی ازدیاد یابد، و جریان حوادث اندخوی را همیشه با مقامات مرکزی وظیفتاً مطرح کردیم که وزیر صاحب امور داخله در حضور موی سفیدان اندخوی یادآورشده، گفت که از حوادث این ولا در جریان است وبه قومندان ولایت هدایت داده تا به این مسائل توجه جدی نماید.

مسئله آب آشامیدنی اندخوی که مردم شکایت داشتند، با دریافت درخواست های متعدد از اهالی از طریق کمیسیون های مربوطه تعقیب کردیم که در نتیجه هیأت وزارت انرژی وآب پروژه را دوباره غور کردند، نواقص پروژه پیدا شده است که آنهم قناعت مردم را فراهم نکرد، در این اواخر موضوع را بشکل جدی حتی در روز رای تائید وزیر انرژی وآب مطرح ساختیم گرچند به وکیل صاحبان دیگر پیام هائی رسیده بود که گویا پروژه آب موفق است وشکایتی وجود ندارد، با آنهم توسط اسنادی که مردم در اختیارم گذاشته بودند، توانستم مسئولین را قناعت بدهم که پروژه تا هنوز نتیجه مطلوب نداده و مشکلات تخنیکی خود را دارد وباید ترمیم واصلاح شود وانشاالله نخواهیم گذاشت این پروژه ملی ناکام گردد.

پروژه آبیاری المار نیز مشکلات جدی را دارد، ما پیوسته آنرا تعقیب مینمایم. امیدوار هستم که در سال آینده شروع شود.

مشکل نبود سوخت یا محروقات که یک مسئله حیاتی به معارف پنج ولسوالی ولایت فاریاب بود، با مشکل زیادی توانستیم به اصطلاح عامیانه بشکل بینی خمیری یک چیزی جور کنیم. مدیرصاحبان معارف باید این مشکل را سر از شروع سال جدید باید تعقیب نمایند تا راه حل معقول پیش از رسیدن زمستان پیدا شود.

قلم بدستان، شاعران ونویسندگان!

امروز من از شما میخواهم طرحها، پیشنهادات وخواستهای تان را برای رشد زبان وادبیات ازبکی وترکمنی تدوین نموده، هر چه عاجل با ما شریک سازید تا ما یخن وزارت جلیلیه معارف وموسساتی که علاقمندی به کار فرهنگی دارند، بگیریم وآنرا عملی کنیم. امروز وقت اش است وما مکلفیت داریم این وظیفه مقدس را انجام دهیم. امکانات مالی بین المللی که امروز در افغانستان میسر است، شاید فردا میسر نباشد، بدون ضیاع وقت لطف نموده طرح های تخصصی ومسلکی تان را تدوین نمائید.

جناب آقای وکیل زاده که اینجا حتما تشریف دارند یک دوره در وزارت معارف کار کرده اند، خوب بلد هستند با مشوره با جناب آقای استاد متین اندخوئی یا آقای استاد راسخ ازجمله قلم بدستان ومتخصیص عرصه زبان وادبیات ترکی هستند و تعداد این شخصیت ها کم نیست. بناً شما طرح مسلکی وتخصصی بدهید وما از لحاظ سیاسی در عملی شدن آن اقدام نمائیم. ببینم که تا چه حد میتوانیم کاری را انجام دهیم. توان ما تا کجاست؟  اگر توانستیم کار حتی اندک را انجام دهیم نور اعلی نور واگر نتوانستیم کار بدی نخواهد بود.

شما خوب میدانید که تعریف کردن از کارکردها وخدمات بزرگمردان گذشته ما چون حضرت نوائی ما را بجائی نمیرساند، بلکه اقدام عملی در رشد زبان وادبیات وظیفه ما نیزاست، میتواند با ثمر باشد. نوائی در زمان خود هر چه توانسته است، انجام داده، ما نیز در زمان خود باید حداقل کار را برای زبان وادبیات انجام دهیم.

من شخصاً از این تریبیون اعلان میکنم در صورتیکه شما استادان وزبانشناسان با طرح مسلکی وتخصصی برای رشد زبان وادبیات طرح وخواستی دارید، قدم بقدم شما را همراهی نمایم واز هرگونه تلاش دراین راستا دریغ ننمایم. این وعده من بعنوان یک زن، یک خواهر وبالاخره یک خادم ملت به شماست.

بجاست از کمیته تدارک برگزاری این محفل تشکری نموده و در امور محوله برایشان موفقیت آرزو نمایم.

به امید اینکه این آخرین محفل فرهنگی نباشد، محافل متعددی در این راستا برگزار شده به دست آورد های قابل لمس برسیم.

با استفاده از فرصت میخواهم حلول سال 1391 هجری شمسی را به شما و به تمام شهروندان کشور وفاریاب تقدیم میدارم. امیدوارم سال نو، سال رفاه، امنیت وخوشبختی بوده وعاری از خاک باد به اهالی ولسوالی های چهارگانه اندخوی باشد.

بیشتر از این وقت تان را نمیگیرم.

زنده باد افغانستان

+ نوشته شده در  Sun 25 Mar 2012ساعت 10:23 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

نوروز

نوروز، به معنای روز نو است و این کنایتی است به زندگی نوین و نوزیستی. نوروز با پایان زمستان و آغاز فصل بهار شروع می شود و طبیعت پس از رخوتی چند ماهه دوباره زندگی را آغاز کرده و این جشن با رستاخیز طبیعت، مفهومی خاص می یابد. نوروز برابر با یکم حمل (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست  (۲۳ فبروری ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارچ را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، در تقویم خود جای داد.

نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت زمانی ممنوع بوده‌است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اطلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارچ سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت. جشن نوروز امروزه در ۹ کشور ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قزقیزستان، آذربایجان و آلبانی  با همین نام تعطیل رسمی است. این جشن در شهر ها و خانواده ها با خانه تکانی، آتش افروزی، سفره های نوروزی، دید و بازدید، مسابقات ورزشی، طبیعت گردی و نوروز خوانی همراه است.

درباره تاريخچه نوروز تا كنون سخنان فراوان گفته و نوشته اند كه بخشي از آنها افسانه هاي بي پا و كهن و مسخ شده بخشي نيز بيشتر درباره چگونگي برگزاري آيين هاي آن در دوره هايي گوناگون تاريخ است و مي توان گفت، هنوز تجزيه و تحليل تاريخي مستند و جستجوي دانشي در انگيزه هاي پيدايش اين جشن بزرگ انجام نگرفته و ريشه هاي علمي و نجومي آن چنانكه بايد و شايد روشن نگرديده است.

در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود :

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :   

جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.   

ابوريحان بيروني در كتاب ( التفهيم لاوايل صناعه التنجيم ) در سبب نهادن نوروز مي نويسد:

نوروز چيست؟ نخستين روز است از ماه حمل، زين جهت روز نو نام كردند زيرا كه پيشاني سال نو است.

باز مي نويسد: اعتقاد آریایی ها اندر نوروز نخستين آنست كه اول روزي است از زمانه و بدو فلك آغازيد به گشتن.

مراسم رسمی نوروز امسال در افغانستان عزیز ما در حالی تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور هزاران نفر در زیارتگاه حضرت علی در شهر مزار شریف برگذار شد که این کشور در سال 1390 به استناد طلوع نیوز وقایع ذیل را پشت سر گذاشته و هنوز با چالش های عظیم سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند:

·         مهمترین رویدادی در سال ۱۳۹۰ خورشیدی تدویر لویه جرگۀ عنعنوی بود که به اشتراک بیش از ۲۰۰۰ تن از نماینده گان سراسر کشور در کابل برگزار شد، از امضای پیمان راهبردی میان افغانستان و ایالات متحد امریکا حمایت کرد.

·         آقای ربانی بتاریخ نهم سنبلۀ سال ۱۳۹۰ حین ملاقات با یک فرستاده طالبان که گفته می شد پیامی صلح را از این گروۀ با خود حمل می کرد در خانه اش در وزیر اکبر خان شهر کابل کشته شد. پس از کشته شدن برهان الدین ربانی، روند گفتگو های صلح با طالبان به ناکامی انجامید.

·         تدویر لویه جرکۀ عنعنوی که به اشتراک بیش از ۲۰۰۰ تن از نماینده گان سراسر کشور در کابل برگزار شد، از امضای پیمان راهبردی میان افغانستان و ایالات متحد امریکا حمایت کرده و بر آغاز گفتگو های جدی با مخالفان دولت و پاکستان تأکید کردند.

·         تدویر نشست جهانی بن دوم و تجدید تعهدات جامعۀ جهانی از دستاورد های دولت افغانستان در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بوده است.

·         امضای پیمان های استراتیژیک با هند، فرانسه و شماری از کشور های دیگر از جمله بزرگترین دستاورد های سیاست های خارجی افغانستان بوده است.

·         علاوۀ بر آغاز انتقال مسؤولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان، حملات هماهنگ طالبان بر مراکز دولتی و تاسیسات خارجی مشکلات جدی را برای دولت افغانستان به بار آورد.

·         در این سال، تلفات غیرنظامیان نیز بسیار نگران بوده است. بر بنیاد آمار های ارائه شده از سوی وزارت امور داخلۀ افغانستان بیش از سه هزار غیر نظامی کشته و دو هزار تن دیگر زخم برداشته اند که ده در صد افزایش را به مقایسۀ سال گذشته نشان می دهد.

·         آمار ها نشان می دهند ۱۴۰۰ پولیس افغان در خشونت های کشور کشته شده و بیش از ۲۰۰۰ تن دیگر شان زخم برداشته اند، این در حالی ست که وزارت دفاع ملی افغانستان آمار تلفات سربازان ارتش را ارائه نمی کند.

·         گفتگو ها روی پیمان راهبردی میان افغانستان و ایالات متحد امریکا، گفتگو های صلح با طالبان، مشکلات سیاسی و ترازیتی با پاکستان، مخالفت های روی عملیات های شبانه های نیروهای خارجی و کشتار غیر نظامیان از جمله چالش ها عمده فرا راۀ حکومت بوده است.

·         با آنهم این در سال دولت افغانستان در عرصه های تکنالوژی معلوماتی، رسانه ها، خدمات بهداشتی و آموزشی دستاورد های داشته است.

پی نوشت ها:

http://tolonews.com/fa/afghanistan/5678-1390-a-snapshot

 

+ نوشته شده در  Thu 22 Mar 2012ساعت 2:45 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

به مناسبت 8 مارچ

 هیچ‌ گاه‌ آزادی‌ نوع‌ بشــــــــــر بدون‌ برابری‌ زن‌ و مرد و عـدم

‌ وابستگی‌شان‌ نمی‌تواند وجود داشته‌ باشد. (آگوست ببل)


روز جهانی زن هر ساله در ۸ مارج برگزار می‌شود. این روز، روز بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است. این‌ روز در روند اعتراضات‌ و فعالیت‌های‌ سیاسی‌ زنان‌ شکل‌ گرفت‌ و نمادی‌ شد برای‌ تجلیل‌ زنان‌ از سوی‌ همه‌ی‌ کسانی‌ که‌ از مبارزات‌ زنان‌ برای‌ بهبود شرایط‌ زندگی‌شان‌ دفاع‌ می‌کنند. در آغاز قرن‌ بیستم‌، زنان‌ بسیاری‌ در کشورهای‌ صنعتی‌ با دستمزد اندک‌، شرایط‌ کار نا مساعد‌ و بدون‌ هیچ‌گونه‌ امکانی‌ برای‌ پیشرفت‌ کار میکردند. چنین‌ شرایطی‌ منجر به‌ مبارزات‌ توده ای‌ زنان‌ کارگر گردید. مبارزات‌ آنان‌ بود که‌ زمینه‌ی‌ شکل‌گیری‌ روز جهانی‌ زن‌ شد.

بالاثر مبارزات شان، زنان طی‌ دو قرن‌ گذشته‌‌ به‌ پیشرفت‌های‌ زیادی‌ در عرصه‌های‌ زندگی‌ خصوصی‌ و عمومی‌ دست‌ یافته‌اند. در اکثر کشورها‌ قوانینی‌ که‌ فرصت‌های‌ برابر برای‌ زنان‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ انسانی‌ آنان‌ را زمینه‌سازی‌ می‌کند مورد پذیرش‌ رسمی‌ قرار گرفته ‌و تا حد قابل‌ تأملی‌ برد اجتماعی‌ داشته‌ است‌. امروزه زنان از‌ حق‌رای‌ دهی، حق‌ داشتن‌ مایملک‌، حق‌ نگهداری‌ از فرزندان‌ خود برخوردار شده‌اند. امکان‌ دسترسی‌ زنان‌ به‌ آموزش‌ و بهداشت‌ مناسب‌، حضور در بازار کار ـ به‌ ویژه‌ مشاغل‌ تخصصی‌ ـ افزایش‌ یافته‌ است‌. ولی‌ با وجود دستیابی‌ به‌ این‌ حقوق‌ هنوز در برخی از کشورها از جمله‌ افغانستان‌ زنان با بسیاری مشکلات سیاسی ، اجتماعی واقتصادی دست وگریبان هستند. هنوز جلوه های آشکار ازتبعیض جنسیتی بر این جوامع مستولی است و ممانعت های آشکار وگاه پنهان در سد راه زنان قرار دارد که ازشگوفایی توانمندی های آنان در امرساختار نظام اجتماعی می کاهد.

طی سده های اخیر در افغانستان، مدت زمان دو دهه ای اخیر طاقت فرسا ترین دوره زندگی برای همه به خصوص زنان پنداشته میشود. در تداوم جنگ سرد میان ابرقدرت های جهان در افغانستان زنان بیش از هرکس دیگر متحمل رنج ها ، درد ها و مصایب هولناک وجانگدازی شدند. نقش تروریسم جهانی و حامیان آنها برای پامال نمودن حقوق وحیثیت زنان کشور نهایت اسفناک بوده است.

 هنوز آهنگ مهیب ودلخراش واژه های "تجاوز" و"جنایت"در برابر زنان در جامعه ما سروده میشود وسنگسار و خودسوزی وفروش زنان  وخشونت های خانوادگی بخش های وسیع  ازجامعه ما را تحت پوشش قرارداده است و سرنوشت بخش عظیمی از زنان کشورمان در دام های تبعیض، ستم اجتماعی، بیسوادی وبی عدالتی گره یافته است. هنوز زنان کشور درسرنوشت ابهام برانگیز بسر برده وبا حفظ حرکات نمادین ازبسیاری ها حقوق لازم اجتماعی محروم بوده و نقش ایشان در ساختار نظام سیاسی وعرصه های اجتماعی، اقتصادی، حقوقی ومدنی کمرنگ جلوه مینماید.

 تا زمانی‌ که‌ همه‌ی‌ حقوق‌ و اختیارات‌ زنان‌ متحقق‌ نشود، بعید است‌ راه‌ حل‌های‌ همیشه‌ تکرار شده‌ درباره‌ی‌ مشکلات‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌ و سیاسی‌ به‌ طور مؤثری‌ نتیجه‌ بخش‌ باشد. از این‌ منظر تلاش‌ برای‌ بهبود زندگی‌ زنان‌ به‌ طور اعم‌ به‌ معنای‌ تغییر اساسی‌ همه‌ی‌ جامعه‌ به‌ سوی‌ پیشرفت‌ است‌. تلاش‌ جمعی‌ برای‌ صلح‌ و پیشرفت‌، گسترش‌ و تثبیت‌ حقوق‌ و اختیارات‌ زنان‌ مهم‌ پنداشته میشود‌. حفظ‌ صلح‌ و پیشرفت‌ اجتماعی‌ و کاربرد فراگیر حقوق‌ بشر و آزادی‌های‌ بنیادی‌ در هر جامعه‌ای‌ منوط‌ به‌ مشارکت‌ فعال‌، برابری‌ و پیشرفت‌ زنان‌ است‌.

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2012ساعت 4:17 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

داکترسیما سمر وارد شهر میمنه شد

داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان  روز چهار شنبه اول سرطان 1390 هـ.ش جهت بررسی وضعیت حقوق بشری وارد شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب گردید.

موصوف را در جریان سفر محترمه رنگینه کارگر وکیل ولایت فاریاب همراهی میکرد، در دیدار شان از فاریاب نخست با رهبری مقام ولایت فاریاب ملاقات کرده، وضعیت حقوق بشر را به بررسی گرفت.

 بعداً از دفتر کمیسیون حقوق بشر و زندانی های زن دیدار وگفتگو بعمل آورد.

 

+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2012ساعت 12:37 PM  توسط رنگینه کارگر  | 

پیام تسلیت

به مناسبت روز شهادت استاد رحمن قل خان شهید

 مبرهن است که هر ملت با دست یافتن به صلح و امنیت سعادت و بهروزی خود را احساس مینماید. داشتن اطمینان به زنده ماندن تا روز اجل، نخستین زمینۀ فراهم سازی شرایط بهتر زندگی می باشد. زیرا انسان در ذات خود یک موجود کنجکاو بوده، در صورت امکان نمیتواند از تلاش و تپش باز بایستد. بناءً دشمنان ملت و وطن به هدف عقیم گذاشتن این مأمول دست به مختل ساختن امنیت آن منطقه میزنند، که چنین بود ترور شهید استاد رحمن رحمن قل خان وهمقطاران او چون استاد محمد کامل صحبت، استاد سعدالله خان حازم.

تاریخ 28 بر 29 دلو یکبار دیگر با همه نامیمونی هایش در خاطره هاست وقلب هر انسان، نوع دوست را می آزارد. پنج سال پیش از امروز در شامگاه روز(     ) شنبه تروریستی با تمام قصی القلبی ئی داشت ناجوانمردانه استاد شهید را به شهادت رساند. استاد رحمن قل شهید شخصی استوار، معارف دوست وحلیمی بود که همه با او آشنا استیم که جز نیکی وخدمت ، اراده ئی نداشت. او هیچگاه از ایجاد هیچ فرصتی برای اولاد وطن شانه خالی نکرده، از هیچگونه تلاش برای رشد معارف دریغ نورزیده است، او یکی از فعالترین و صادق ترین فرزند وطن و علم و دانش بود. کارکرد هایش در نقاط مختلف ولسوالی های چهار گانه چشم هر جستجوگر را خیره میسازد. او قهرمان عرضه خدمت به معارف بوده، کارنامه هایش همیشه درخاطره ها زنده خواهد ماند. من ضمن اینکه قتل موصوف و قتل های هم قطارانش را در شرایطی که وطن ما به شخصیت های خبیر و با دانش چون شهید رحمن قل ضرورت دارد، جداً تقبیح نموده، از خداوند متعال برای شهدأ بهشت برین و به بازماده گانشان صبر جمیل و به مرتکبین این اعمال عقوبت الیم آرزو دارم.

با احترام

رنگینه کارگر

نماینده مردم ولایت فاریاب درولسی جرگه

+ نوشته شده در  Tue 28 Feb 2012ساعت 11:23 AM  توسط رنگینه کارگر  | 

 محترمه رنگینه کارگر منحیث منشی کمیسیون اقتصاد ملی، سازمانهای غیرحکومتی، انکشاف دهات وزراعت ومالداری سال دوم دورۀ  شانزدهم ولسی جرگۀ افغانستان انتخاب گردید.

 براساس گزارش مورخ 4 دلو سال 1390 دفتر مطبوعاتی ولسی جرگه و تلویزیون ملی افغانستان، محترمه رنگینه کارگر درجلسه ی که با اشتراک 21 تن از اعضای کمیسیون اقتصاد ملی، سازمانهای غیرحکومتی، انکشاف دهات وزراعت ومالداری دایر گردیده بود با اخذ 17 رای تایید منحیث منشی کمیسیون مذکور انتخاب گردید.

قابل یادآوری است که درین جلسه عزتمآب محترم الحاج میر رحمن رحمانی وکیل ولایت پروان به اتفاق آرا منحیث رئیس وعزتمآب محترم رمضان جمعه زاده منحیث معاون کمیسیون برگزیده شدند.

+ نوشته شده در  Sun 29 Jan 2012ساعت 4:7 PM  توسط رنگینه کارگر  |